تبليغاتX
شفايي

شفايي

در روز شنبه مورخ 28/5/2011 سمينار باشکوهي با شرکت حدود 200 نفر از جوانان، بانوان و مردان افغاني مقيم فنلند از شهرهای هلسينکي، وانتا، اسپو، هوينکا، تورکو، همين ليننا، نوکيا، تامپری و يواسکوله در همين ليننا برگزار شد.

سمينار به مظور بحث و بررسي پيرامون مسايل تحصيلي و استخدام به کار جوانان افغاني و موفقيتها، موانع، چالشها و مشکلات آنها داير شده بود.
alt
عکس: از راست به چپ؛ حامد شفايي مسئول سمينار در حال ايستاده؛ رقيب وهابزاده کارمند سازمان بين المللي مهاجرت؛ نمايندۀ ادارۀ کاريابي؛ نماينده وزارت کار فنلند؛ کارمند اتحاديۀ حقوق بشر فنلند؛  نمايندۀ مکتب آموزشهای مسلکي جوان در شهر همين ليننا. عکس از نصر الله پيک 

سمينار به دو زبان دری و فنلندی بود و خانم حماسه فقيری و آقای ايوب منحيث مترجمان سمينار بودند. در سمينار عده ای از مقامها و کارمندان دولتي و شاروالي که در امور وفق يابي، آموزشي و ارائه خدمات به مهاجرين فعاليت دارند، حضور داشتند. برای رفت و آمد اشتراکت کننده ها از شهرهای مختلف فنلند موتر های سرويس سازماندهي شده بود که شرکت کننده ها را بطور رايگان به مکان سمينار برده و در ختم سمينار پس به شهرهای شان انتقال دادند.

سازماندهي و هماهنگي سمينار را موسسۀ آموزشي تاواستيا، شاروالي همين ليننا، کانون افغانستانيهای فنلند با همکاری انجمنهای افغانها در شهرهای هلسينکي، تورکو، نوکيا، يواسکوله و همين ليننا بر عهده داشتند. مصارف مالي سمينار را دو پروژۀ ذيل پرداختند:

راهنمايي تحصيلي مرکز آموزشي تاوستيا ESR-hanke ohjausta ammattiin –koulutuskeskus Tavastia Hämeenlinnan kaupungin maahanmuuttoinfo>ESR-hanke و پروژۀ مرکز راهنمايي مهاجرين شاروالي همين ليننا.

ضمنا" %30 هزينۀ غذای شرکت کنندگان را کانون افغانستانيهای فنلند پرداخت نمود.قبل از شروع سمينار موترهای سرويس شرکت کنندگان در پارک قصر تاريخي همينليننا توقف کرده و افغانهای شهرهای مختلف همديگر را در آنجا ملاقات نمودند.

پس از آن سرويس ها از نقاط تاريخي و ديدني شهر به مقصد مکان سمينار عبور کرده و همزمان جوانان افغاني مقيم شهر همين ليننا در رابطه با اماکن تاريخي آن شهر به ديگر افغانها معلومات دادند. حدود ساعت 12 ظهر موترهای تمام شرکت کنندگان به مکان سمينار رسيدند و ابتدا به سالن غذا خوری رفته و غذايي که با هزينۀ سمينار آماده شده بود، صرف نمودند. پس از صرف غذا، خبرنگار و عکاس روزنامۀ همينليننا به مکان سمينار آمده با حدود 10 تن از فرهنگيان شرکت کننده در سمينار مصاحبه نمودند.

alt  عکس: شرکت کننده های سمينار و موترهای سريس آنها در پارک کاخ قديمي شهر همين ليننا. عکس از نصر الله پيک

ساعت يک بعد از ظهر، شرکت کننده ها به سالن سمينار رفته و گرانندۀ سمينار آقای حامد شفايي به شرکت کنندگان خوش آمد گفته و در رابطه با پروگرام و اهداف سمينار، همچنين معرفي پرسنل سمينار مانند اعضای هئيت مديرۀ سمينار، فيلمبرداران، ترجمانها، انتظامات، نگهداری اطفال در مکان مخصوص توسط کارمندان مسلکي فنلندی، معلومات ارائه نمود. پس ازآن، خانم تاريا فلاتوف نمايندۀ پارلمان و سابق وزير کار فنلند سمينار را با سخنراني اش افتتاح نمود.

خانم فلاتوف در رابطه با اوضاع مهاجرين در فنلند، خطرات افزايش افکار ضد خارجي و تقويت گروههای راستگرا، اهميت مسايل وفق يابي و قانون جديد وفق يابي، اهميت مشارکت مهاجرين در فعاليتهای اجتماعي و فرهنگي و امور تحصيلي و کار جوانان خارجي سخنراني نمود. وی بر موضوع وفق يابي دوجانبه که آشنايي خارجي ها و فنلنديها با فرهنگهای يکديگر بخشي از آن است تاکيد نمود.

alt  عکس: حامد شفايي در حال اعلان پروگرام. عکس از نصر الله پيک

پس از ختم سخنان خانم فلاتوف، ميز مدوری با شرکت کارشناسان و فعالان اجتماعي ذيل آغاز شد:آقای يری کيککي از مرکز دولتي ادارۀ کار، حمل و نقل و محيط زيست، خانم ساتو نولاندر کار شناس مسايل اموزشي از مرکز آموزشي تاوستيا؛ خانم بهاره مظفری از ادارۀ کار اسپو، آقای عبدالرقيب وهابزاده معلم مسلکي و کارمند سازمان بين المللي مهاجرت (آی. او. ام)؛ خانم ترهي هيلدن نمايندۀ اتحاديه حقوق بشر فنلند.

ابتدا هريک خود را معرفي کردند و سپس سئوالات مربوط به تحصيل و کار جوانان و مسايل وفق يابي مهاجرين توسط گردانندۀ سمينار و همچنين شرکت کنندگان مطرح گرديد و اعضای ميز مدور با علاقمندی به آنها پاسخ دادند.

پس از آن شرکت کنندگان به ورکشاپهای 30 تا 40 نفری تقسيم شدند و در اتاقهای جداگانه پيرامون تحصيل و کار جوانان، نقش خانواده، جامعه و محيط و مکتب در اين رابطه بحث و تبادل نظر نمودند. هر ورکشاپ توسط يک نفر مسئول و يک منشي به انتخاب خود گروه اداره گرديد. پس از يک ساعت بحث و تبادل نظر، طبق پروگرام سمينار، تفريح اعلان شد و شرکت کنندگان برای صرف عصريه و چای و قهوه و ميوه وارد سالن غذا خوری شدند.

پس از آن حدود ساعت چهار بعد از ظهر، موسيقي زيبای افغاني توسط استاد حسين بخش پسر استاد مرحوم رحيم بخش، آقای نسيمي و ارشاد بخش اجرا شد و با استقبال بي نظير شرکت کنندگان مواجه گرديد. موسيقي زيبای افغاني تفريح بسيار خوب برای شرکت کنندگان بود. بعد از صدای دلنواز موسيقي، ميز مدور مسئولان انجمنهای افغاني داير شد.

alt                              شرکت کنندگان در وقت تفريح؛ عکس از نصرالله پيک

آقای نصر الله پيک مسئول کانون افغانستانيهای فنلند، آقای غلام محمد سخي مسئول انجمن افغانها در هلسينکي، آقای احمد شاه سلطان مسئول انجمن فرهنگي ملي، آقای وحيد الکوزی مسئول انجمن افغانها در تورکو، آقای حميد احمدی معاون انجمن افغانها در شهر نوکيا، آقای داکتر محمد هاشم فقيری از انجمن فرهنگي ني و مدير مسئول جريدۀ ني؛ آقای ذکريا قيام مسئول انجمن افغانها در شهر يواسکوله و آقای رمضانعلي وهاب مسئول انجمن افغانها در شهر همين ليننا. ايشان ابتدا در مورد کارکردهای انجمنهای افغانها در شهرهای مختلف معلومات مختصری ارائه نمودند و سپس در رابطه با مسايل و مشکلات افغانها و مسايل تحصيلي و کار جوانان بحث و تبادل نظر نمودند.

حدود ساعت پنج عصر، گزارش کار هر ورکشاپ ارائه شد و شرکت کنندگان در رابطه با نتايج کار هر گروه بحث و تبادل نظر نمودند. اعلان نظرات مشترک و کار ورکشاپها، به نمايندگي از هر ورکشاپ توسط خانم ايثار؛ خانم عزيزه محمدی؛ آقای نبي قانع زاده؛ آقای سخي و آقای عظيمي ارائه شد.

پس از آن اعضای هئيت مديرۀ سمينار هريک محترم وزير گلداد خان، استاد پوهنتون و سابق وزير تحصيلات عالي افغانستان؛ داکتر بهاء الدين سيفي، استاد پوهنتون و سابق معين وزارت تحصيلات عالي افغانستان؛ داکتر غلام احمد واک، استاد پوهنتون؛ آقای محمد رفيق رجا کار شناس مسايلي حقوقي، به جايگاه دعوت شدند و آقای رجا به نمايندگي از اعضای هئيت مديره،، اين سمینار را مثبت ارزیابی نمود ونکات مهم و نتايج سمينار را چنین اعلان کرد:

alt  عکس: هيئت علمي سمينار قرار دارند که از راست به چپ، دکتور بهاء الدين سيفي سابق استاد دانشگاه کابل و معين وزارت تحصيلات عالي افغانستان؛ استاد محمد رفيق رجا، کار شناس امور حقوقي و معاون کانون افغانستانيهای فنلند؛ استاد گلداد خان، سابق وزير تحصيلات عالي افغانستان؛ دکتور غلام احمد واک، سابق استاد دانشگاه ننگرهار؛ آقای غلام محمد سخي، رئيس انجمن افغانها در هلسينکي. عکس از نصر الله پيک مسئول کانون افغانستانيهای فنلند

1. مهاجرین خود باید د رپروسه ی وفق یابی فعال باشند. از حاشیه جامعه به متن عبور نمایند وبا فراگیری زبان، آشنايي با فرهنگ، قانون و مهارت کاری در تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نقش گرفته وتاثیر گزار باشند.

2. در جامعۀ فنلند امکانات زیادی قانونی و فرهنگی واقتصادی وجود دارد تا مهاجرین از آنها برای پیشرفت وتاثیر گذاری در جامعه فنلند استفاده نمایند.

3. ارگانهای مشاور و راهنما در وزارت های کار وامور اجتماعی در بخش مهاجرین بسیار ضعیف می باشند. اطلاعاتی کافی از وضعیت کار وتوانای های مهاجرین ندارند تا بتوانند با درک توانای وخواست کارگران مهاجر، انها را در انتخاب شغل های مناسب راهنمای نمایند.

4. کورس های زبان فنلندی چند مشکل اساسی دارند: منظم ودوامدار تا رسیدن به نتایج مطلوب نیستند. افراد با سواد و بی سواد با با داشتن تفاوتهای سني فاحش در یک کلاس برای اموزش زبان انتخاب می شوند. آموزش زبان بیشتر بشکل گرامر، مغلق وپیچیده ترتیب یافته و نتايج مطلوب را نمي دهند.

5. درارگانهای مشورتي و راهنمايي باید کسانی باشند که از وضعیت وچگونگی کار و مشاغل در فنلند آگاهی داشته باشند و نیزبرای فهم توانای واستعداد کارگر خارجی آمادگی داشته باشند، تا بتوانند آنها را بهتر و موثر تر راهنمايي کنند.

6. برای راهنمای شغل وکار یابی ویا مسایل تحصیل ومکتب جوانان و یا کلان سالان افغاني، از شخصیت های تحصيل کرده ای جامعه افغانی استفاده شود.

7. دولت برای تطبیق قانون کار در حمایت از مهاجرین برای رفع تبعیض در استخدام کار, مقررات عملی را برای جلوگیری از مورد تبعیض واقع شدن مهاجرین وضع نمایند. مثل برخی از کشورهای اسکاندیناویا.

.8. مشاورین وراهنمایان تحصیلی یا شغلی جوانان خارجی در مکاتب ومراکز آموزشی , ضمن داشتن اطلاعات کافی از بازار کار وشفل کاری در فنلند سلیقه واستعداد جوانان را بیشتر ارزیابی نموده ومسئولانه مشورت وراهنمای نمایند. به دلیل فقدان اگاهی لازم, بیشترین جوانان از ادامه تحصیل در دانشگاه به خصوص در فنلند سرباز می زنند وبرای رفتن به بازار کار عجله می نمایند وبعدها با دنیای ازسر گردانی ازین شغل به آن شغل دست وپنجه می زند وسرانجام راهی بازار پیتزا... می شوند.

در ختم سمينار، خانم تانيا تاورو و خانم ساتو يولاندر و گرانندۀ سمينار حامد شفايي مشترکا" از شرکت کنندگان سپاگزاری نموده و ختم سمينار را اعلان نمودند.

فلمبرداری و عکسبرداری اين سمينار به کارگردانی آقای پيک، توسط خانم شکيبا عادل، آقای علي محمدی و بشير جان پيک انجام شد.

ساعت 18.30 موترهای سرويس شرکت کنندگان از مقر سمينار به مقصد شهرهای يواسکوله، تامپری و نوکيا، هوينکا، وانتا، هلسينکي و تورکو حرکت نمودند.قابل ياد آوری است که اين سمينار در فضای مملو از محبت و صميميت بين اشتراک کننده ها برگزار گرديد. مشارکت وسيع افغانها و فعالين اجتماعي و فرهنگي جامعۀ افغاني مقيم فنلند در آن ديده مي شد.

يکي از خواستهای مشترک اشتراک کنندگان ايجاد يک اتحاديه واحد و سراسری بود که استرتژی امور فرهنگي و اجتماعي افغانها را در فنلند بطور شايسته و لازم هماهنگي و رهبری کند.

تهيه گزارش توسط کميتۀ فرهنگي کانون

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 13:20  توسط شفايي  | 

افغانستان کشوريست که از دير زمان دچار بحرانها و مشکلات اجتماعي، سياسي، اقتصادی، فرهنگي و نظامي شده است. فقر و جهل دو عامل اساسي مشکلات جامعۀ افغانستان بوده اند. بي عدالتي، بي قانوني، جنگ، کشتار، ويراني، نا امني، آوارگي، فقر، مرض، فساد اداری، بنيادگرای افراطي، تبعيضات قومي و مذهبي، مواد مخدر و دهها مشکل ديگر سالهاست که دامن جامعۀ افغانستان را فراگرفته و زندگي آرام و خوش را از شهروندان کشور ما سلب نموده اند.

واقعيت تلخ اين است که حقوق بشر، در طول تاريخ افغانستان، نقض شده است. اکثريت مطلق جمعيت افغانستان، مانند زنان، کودکان و اقليتهای قومي و مذهبي، از اساسي ترين حقوق انساني خويش محروم بوده اند. در سه دهۀ گذشته، که جنگ در اين کشور ادامه داشته است، حقوق بشر در سطح وسيعي پايمال گرديده است. افراد غير نظامي، مخصوصا" زنان، اطفال و اقليتهای قومي و مذهبي قربانيان اصلي جنگها و خشونتها بوده اند. ابعاد اين خشونتها تا حدی قتل عام عمومي، جنايات جنگي و جنايت عليه بشريت پيش رفته و حق زنده ماندن و زندگي کردن را که جزء اساسي ترين حقوق هر انسان است، از ساکنان غير نظامي اين کشور گرفته است.

جنگ، افغانستان را ويران ساخته است. دلايل جنگهای سه دهۀ گذشته متعدد بوده اند. عوامل و مشکلات داخلي، منطقوی و بين المللي در طول سه دهه ای اخير در جنگها نقش مهم داشته اند. بي عدالتي، مهمترين عامل بحرانها و نزاعهای داخلي بوده است. همين بي عدالتي زمينۀ دخالتهای کشورهای بيگانه را در امور افغانستان مساعد ساخته است، که اين خود، يکي از فاکتورهای کشمکشها و جنگها، در سي سال گذشته بوده است. عامل بيروني ديگر، سياستهای نادرست جهاني است، که افغانستان را در سه دهۀ گذشته، ميدان جنگهای مختلف نموده است. در حقيقت، اين سه عامل داخلي و بيروني، سبب شده اند که، افغانستان همچنان در آتش جنگ و خشونت بسوزد و حقوق بشر در اين کشور همچنان پايمال گردد.

افغانستان کشوريست که در آن، اقوام مختلف زندگي ميکنند. در چنين جامعۀ کثيرالمليت، عدالت ضامن ثبات و صلح و استقلال آن است. عدالت ستون فقرات آنرا تشکيل مي دهد که، اقشار و اقوام مختلف ساکن اين کشور را مانند اسخوانهای يک پيکر واحد بهم وصل و نگهميدارد. فقدان عدالت در يک کشور، جامعۀ بشری آن سرزمين را بسوی بي ثباتي، جنگ، خشونت و نابودی مي برد. چنانکه ما شاهد اين فقدان و پيامدهای منفي آن در سه دهۀ گذشته، در افغانستان بوده ايم و اين نقيصه را در تاريخ کشور خود مطالعه مي کنيم.

در جامعۀ سنتي و قبلوی، چون افغانستان، که ساکنان آن از اقوام مختلف تشکيل شده اند، اکثريت مطلق باشندگان آن از بي عدالتيهای اجتماعي، خودکامگي و استبداد حاکمان تماميت خواه و ظالم آن رنج برده اند، تنها راه حل اين مشکلات، احترام به حقوق بشر است. با رعايت حقوق بشر ما، به جامعۀ ايده آل و مورد قبول تمام ساکنان افغانستان مي رسيم. شآن و کرامت انساني هر فرد، احترام مي شود. افغانستان از گرايشها، وابستگيها و آسيبهای قبلوی، قومي، مذهبي و مداخلات بيروني و ديگر چالشها و خلاها در امان مي شود. کشور ما از جامعۀ سنتي، مذهبي، قبلوی و قومي عبور کرده و وارد جامعۀ مدرن و دموکراتيک که حقوق شهروندی فرد، در آن رعايت مي شود داخل مي گردد؛ در چنين جامعه ای،  فرد خود را از حقلات کوچک رها کرده و به دايره ای کلان ملي، وابسته و متعهد مي داند. هويت ملي، احساس ملي، وحدت ملي و ملت سازی بجای فاکتورهای نفاق و شقاق و وابستگيهای قومي و خارجي، جايگزين مي شوند.

برای اينکه حقوق فرد، تآمين شود، بايد ارزشهای والای انساني رعايت شوند و اين ارزشها که در طول تاريخ بشر در جوامع مختلف پيشرفته، مورد آزمايش قرار گرفته و نتايج مثبت داشته اند، زير بنای حقوقي و ساختارهای دولت را تشکيل دهند تا هر بنايي که گذاشته مي شود، اصل عدالت مد نظر گرفته شود. قوانين کشور بر اساس اعلاميه جهاني حقوق بشر تسويد و رعايت شوند. به يقين رعايت حقوق بشر، عدالت اجتماعي، دموکراسي، آزاديهای اساسي، تساوی حقوق زن و مرد، برابری، صلح، ثبات، ترقي و رفاه اجتماعي را به ارغام مي آورد. اين تنها راه حل اساسي مشکلات جامعۀ افغانستان است.

در طول تاريخ خونبار افغانستان انسانهای زيادی برای برقراری عدالت اجتماعي، آزادی، برابری، دموکراسي، مبارزه کرده اند و در راه اين اهداف والای انساني به زندان انداخته شده اند، شکنجه شده اند، مجبور به ترک وطن خود گرديده اند و يا به شهادت رسيده اند. تاريخ کشور ما، سراسر بيانگر نزاعها بين حق و باطل، بين ستمگر و عدالتخواه است. کساني که با زور و زر و انواع شيوه های غير انساني به حاکميت رسيده اند، تا آخرين لحظه برای سلطۀ نا مشروع خود تلاش کرده و از هر شيوه ای خشن و غير انساني و غير اخلاقي برای سرکوب مخالفين خود استفاده نموده اند؛ اين نزاع از ابتدای تاريخ افغانستان تا همين لحظه ادامه داشته است. به همين خاطر است که هنوز مشکل افغانستان لا ينحل باقي مانده است. تا وقتي که اين شيوه های غلط ادامه داشته باشند ما از رسيدن به يک جامعۀ دموکراتيک و آزاد، محروم خواهيم ماند.

در افغانستان بدليل سياستهای غلط حاکمان گذشته که زير بنای حاکميت شان را تفرقه و نيرنگ تشکيل مي داد، بحران اعتماد ملي بوجود آمده است که مانع بزرگ بر سر راه پروسۀ ملت سازی و وحدت ملي است. اين مانع را بايد از راه احترام به ارزشهای انساني و نهادينه ساختن دموکراسي و تعميم فرهنگ مشارکت و تحمل برطرف ساخت. بايد از وقايع تلخ، و غملبار گذشته، درس عبرت گرفت و از خشونت و رفتار ظالمانه، که سبب محروميت، مطلوميت و درد و رنج انسان مي گردد پرهيز کرد. افغانستان، مي تواند از تجارب ارزشمند ديگر ملل و دول جهان در پروسۀ اعتماد سازی و ملت سازی، جامعۀ مدني، همزيستي مسالمت آميز، دموکراسي، صلح پايدار بياموزد و نواقص موجود و گذشته را جبران کند.

با اطمينان مي توان گفت که رسيدن به جامعۀ فارغ از جنگ، جهل، مرض، گرسنگي، آوارگي، وابستگي، تبعيض، محروميت، خشونت، استبداد و ويراني و در کل افغانستان فارغ از تمام بديها، خواست و آرمان تمام انسانهای آزاده در افغانستان بوده است.

با اميد تحقق عدالت اجتماعي و رعايت حقوق بشر در افغانستان عزيز!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 21:23  توسط شفايي  | 



ماخذ: سايت کانون

www.afghanistan.fi


بقلم حامد شفايي

چند سال قبل يکي از  شخصيتهای سياسي فرهنگي افغانستان که اکنون در مهاجرت بسر مي برد، در مصاحبه اش گفت که افغانستان کشوريست که در آن نظامهای مختلف مورد آزمايش قرار گرفته اند، اما هيچ يک کاربرد و موفقيتي لازم را نداشته است. اين بار دموکراسي با حمايت مستقيم کشورهای غربي و جامعه جهاني در افغانستان به آزمايش گذاشته شده است و ديده شود که نتيجه و دست آوردهای آن چه خواهد بود. تحليل يک صاحب نظر ديگر افغاني اين بود که با توجه به تحولات گوناگون چند دهه ای اخير، دموکراسي تنها راه حل بحران موجود افغانستان است و شکست آن در حقيقت منجر به از هم پاشيده گي و حتي تجزيه اين کشور خواهد انجاميد.

در سالهای اخير نتايج موفقيت دموکراسي و ارزشهای انساني چون حقوق بشر، قانونيت، عدالت، برابری، مبارزه با تبعيضات و تعصبات در افغانستان آشکار تر شده است و ما به نظريه آن صاحب نظر مجرب وطن، که افغانستان را مکان چالش و شکست افکار، طرحها و نظامها مي دانست نزديکتر مي شويم و ديده مي شود که هر روز ضربات محکمتری بر ريشه های نهال تازه غرس شده ای ارزشهای مدني و دموکراسي کوبيده مي شوند. فعاليتهای پيدا و پنهاني که از چند سال قبل به اين سو در پيش گرفته شده اند سر انجام دموکراسي و ارزشهای انساني را از بين خواهند برد. شکست دموکراسي در افغانستان هرج و مرج، جنگهای خونين داخلي، استبداد و نظامهای قبلوی و مذهبي را در پي خواهد داشت.

نظام دموکراسي که استوار بر ارزشهای مدني و انساني برای تامين حقوق فرد و حکومت مردم برای مردم است، پس از سقوط رژيم استبدادی، مذهبي و قبلوی طالبان در سال 2001 اميدهای زيادی را در افغانستان و منطقه ايجاد کرد و در آغاز فکر مي شد که اين پديده نه تنها افغانستان، بلکه ساختارهای استبدادی و سنتي کل منطقه را بسوی دموکراسي و پويايي و تحولات بزرگ اجتماعي حرکت مي دهد، اما اکنون با گذشت 9 سال، شاهد زوال آن هستيم و اميدهای خوش به فردای بهتر به دريای از يخ و ياس مبدل شده اند. آيا افغانستان يک کشور تليسم شده و يا نفرين شده است که هر تفکری و هر ابر قدرتي در آن غرق مي شود؟ چطور باور کنيم که بزرگترين قدرتهای جهان در افغانستان حضور نظامي، سياسي، اقتصادی و فرهنگي دارند و شعار مي دهند که مدافع دموکراسي، حقوق بشر، عدالت، برابری اند، با تروريزم، بنيداگرايي افراطي، مواد مخدر، فساد اداری، تبعيضات و تعصبات و هر کاری خلاف قانون مبارزه مي کنند؛ امنيت و قانونيت و عدالت را تامين مي کنند، اما هر روز در حضور اين قدرتها بطور آشکار و عريان قانون نقض مي شود، حقوق اساسي مردم زير پا مي گردد و دولت افغانستان که بايد مجری قانون باشد، خود ناقض درجه يک قانون است. با اين وجود چگونه مي توان به فردای بهتر در اين کشور اميد وار بود؟ هم اکنون در حلقات مختلف بحثهای بيرون رفت از بحران بازگشت افغانستان به نظام استبدادی و قبلوی طالبان آغاز شده است و حتي روی گزينه ای تجزيه افغانستان بحث مي شود. عامل اصلي اين بحرانها دولت افغانستان است. مسئوليت آن را نيز سران دولت دارند.

اگر سئوال شود که آيا يکي از مهمترين وظايف دولت اجرای قانون کشور است يا نه؟ پاسخ بله است. از وظايف اساسي دولت در هر کشوری اجرای دقيق قانون است. در راس دولت افغانستان که يک نظام رياستي است، رئيس جمهور قرار دارد و شخص رئيس جمهور مکالف است که قانون را اجرا کند و رهبری نظام را در اجرای قانون و مبارزه با هر گونه تخلف قانوني برعهده داشته باشد. آيا رئيس جمهور افغانستان اين وظيفه اساسي خود را انجام مي دهد؟ آيا ايشان رهبری اجرای قانون را برعهده دارد و يا آشکارا خودش قانون شکن است؟ پاسخ اين سئوال را گرچه همه مي دانند، چون تخلفات قانوني و فساد اداری در دستگاه دولت به حدی گسترده است که حتي يک طفل آنرا مي داند. در اينجا بطور مختصر به چند نمونه اشاره مي شود.

داکتر اشرف غني احمد زی در صفحه 34-35 کتاب روزنه ای به نظام عادل (1388) مي نويسد: " خواست مردم از دولت کنوني اين بود که استفاده از زور و ظلم را نه تنها تحريم کند، بلکه به آن نقطه پايان بگذارد تا ناموس و عزت مردم در امان باشد. مردم خواهان تامين امنيت در سراسر کشور هستند. اما متاسفانه شرايط و اوضاع، روز به روز وخيم تر گرديده، عزت و ناموس و مال اتباع کشور مصئون نمي باشد. در برخي نقاط کشور به دختران خرد سال تجاوز جنسي صورت گرفته و متجاوزين بعد از محاکمه به امر رئيس جمهور رها ميگردند. امروز نه تنها زنان بلکه تمام مردم شکار اعمال غير قانوني دولت مي باشند." همچنين ايشان در صفحه 38 همان کتاب مي نويسد:" اگر تامين امنيت را از وجايب اصلي دولت بشماريم، اجماع مردم افغانستان در اين زمينه وجود دارد که دولت در اين کار ناکام بوده و متاسفانه اميد مردم در حال از بين رفتن است زيرا آنها به اين باورند که با موجوديت دولت دولت فعلي، افغانستان به مسير نابودی در حرکت مي باشد."

به تاريخ 24 اکتبر 2010 روزنامه امريکايي نيويورک تايمز نوشت که عمر داود زی دستيار رئيس جمهور کرزی بطور مستقيم از سفير ايران در کابل پول نقد گرفته است. رقم اين پولها به ميليون دالرمي رسد. پس از آن آقای کرزی در کنفرانس مطبوعاتي اش به خبرنگاران گفت که سالهاست از دولت ايران پول خرج دفترش را گرفته است. وی شخصا" به مسئول دفترش آقای داود زی دستور داده است که از ايران پول بگيرد. در اين باره سخنگوی وزارت خارجه ايران آقای رامين مهمانپرست به تاريخ 26 اکتبر 2010 نيز پذيرفت که کشورش به آقای کرزی پول داده است. (بي بي سي، خبرهای شامگاهي 26/10/2010). اين پولها مخفي و بطور نقدی به جيب و بکس جناب رئيس جمهور و مسئول دفترش ريخته شده است و پارلمان و کدام نهاد ديگر مسئول در دولت از آن خبر نداشته است. از کيسه های ماموران دولت ايران به خريطه های شخص رئيس جمهور در سفرها و ديد و بازديدها ريخته شده اند. آقای صافي استاد دانشگاه کابل در تحليلش به بي بي سي (26/10/2010) بسئوال اينکه چرا افغانستان در رقم فاسد ترين کشورهای جهان قرار گرفته با اينکه آقای کرزی در مراسم تحليف آغاز دور دوم رياست جمهوری اش، مبارزه با فساد را جزو اوليت کار خود اعلان کرد، آقای صافي گفت: " مبارزه با فساد فقط با الفاظ است، نه در عمل. خود آقای کرزی بنا بر اسناد در راس فساد اداری قرار دارد و کساني را  که وی در دولت و کابينه و دستگاه آورده است، همه روی ارتباطات بوده، نه بر اساس شايستگي و تخصص. بهمين لحاظ وضع بهتر نمي شود. شما ديروز شنيديد که رئيس دفتر آقای کرزی از ايران در خريطه پول گرفته است. اين خلاف قانون و فساد اداری است.  رهبری فعلي از خود اداره سياسي ندارد و بايد تغييرات بيايد، اداره تغيير کند، رهبری تغيير کند. جامعه جهاني و غرب به اين خوش و راضي نباشند. اين چه دموکراسي است؟ اين به نام دموکراسي است، در حاليکه پر از تقلب و تخلف مي باشد و بايد به اين پروسه خاتمه داده شود." (صافي 26/10/2010، خبرهای شامگاهي بي بي سي).

آيا اين نوع پول گرفتن آقای رئيس قانوني است؟ معاش و بودجه و مصارف رئيس جمهور و دفترش از سوی پارلمان تعيين شده است. تمام عايدات دولت بايد به حسابهای بانکي مربوط به دولت انتقال داده شوند و مصارف نيز مطابق به قانون باشند. در عوائد و مصارف دولت، قانونيت و شفافيت و سلسله مرتب لازم اداری بايد رعايت گردند، اما جناب رئيس در اعترافش به گرفتن پولهای هنگفت از ايران نشان داد که فرد شماره يک دولت چقدر پای بند به قانون است. نام اين عمل جناب رئيس جمهور را چه مي توان گذاشت؟ فساد اداری، گرفتن رشوه، معامله ای مخفي و يا...، به هر صورت اين عمل نقض صريح قانون  و يک آبروريزی شرم آور برای رهبری دولت افغانستان است که هر چند وقت وعده ای مبارزه با فساد اداری را ميدهد، ولي خود در فساد غرق است.

رسوائي ديگر مذاکره و دادن پولهای هنگفت به فرد گمنامي است که خود را بطور تقلبي نماينده طالبان بنام ملا اختر محمد منصور معرفي کرده است. دولت افغانستان آنقدر ناتوان است که نمي تواند رهبران مخالفين خود را شناسايي کند و در مذاکرات هويت افراد مذاکره کننده را بشناسد. يک دکاندار معمولي از کويته پاکستان با هليکوبتر به کابل و ارگ رياست جمهوری داخل مي شود و دولت افغانستان را فريب مي دهد! بدتر از آن جناب کرزی به رسانه ها گفت که چنين شخصي وجود نداشته و هيچگونه مذاکره ای هم انجام نيافته است. دروغ آشکاری که يک هفته بعدش رئيس دفتر وی آقای داود زی آنرا اعتراف کرد و گفت که اين حقيقت داشته است، ولي در آوردن و معرفي آن انگليسها مقصر بوده اند. چرا رئيس جمهور کشور ما حقايق را از مردم و رسانه ها پنهان مي کند؟ آيا در يک نظام دموکراتيک چنين عملي درست است؟ پنهان حقايق از زد و بندهای مالي گرفته تا معاملات سياسي نشانگر عدم صداقت سران دولت است. حتما" چيزهای وجود دارد و کارهای مي شود که سران مملکت از گفتن آن ترس داشته و جواب سئوالهای مردم را ندارند. اگر کارها بر اساس قانون و بنا بر منافع ملي انجام شوند، يقينا" سران دولت از گفتن آنها به رسانه ها و مردم ترسي نخواهند داشت.

دولت افغانستان بنا بر گفته ای آقای احمد سعيدی (مصاحبه با سروريس دری بي بي سي 26/11/2010) استراتيژی واحدی ندارد و هرکس بگونه ای که مي خواهد در مذاکره با مخالفان مسلح عمل مي کند. معلوم نيست اين سياست پيش آمد و خوش آمد و در هم و برهم چه نتيجه ای را در پي خواهد داشت. از طرف ديگر طالبان هيچ علاقه ای به مذاکره نداشته اند و آنها همواره پيشنهادهای دولت را برای مذاکره رد کرده و تنها به راه حل نظامي تاکيد داشته اند. تلاشهای يکجانبه ای دولت برای مذاکره نتيجه ای جز بروز ناتواني و ضعف بيشتر دولت و تقويت روحيه ای مخالفان مسلح نخواهد داشت. بزرگترين نگراني مردم اين است که سرنوشت افغانستان بعد از سال 2014 چه خواهد شد. هم اکنون نهاد بين المللي بحران پيش بيني کرده است که بعد از سال 2014 دولت افغانستان سقوط خواهد کرد (وبسايت فارسي بي بي سي 28/11/2010). معلوم نيست که آقای کرزی و تيم وی، افغانستان را بسوی کدام سمت پيش مي برد. هرچه باشد دموکراسي قرباني خواستهای گروههای قومي و مذهبي تندرو خواهد شد و آقای کرزی آنرا با دستان خود دفن خواهد نمود.

جناب رئيس جمهور هزاران زنداني جنگي طالبان و حزب اسلامي را که هريک جرايم سنگين چون قتل و آدم ربايي و ويراني و ...، مرتکب شده بودند بدون محاکمه آزاد ساخته است، اما شهروندان بيگناه ديگر را مانند نويسنده گان، خبرنگاران و متفکران کشور، بنا حق تا پای دار کشانده است. علي محقق نسب و پرويز کامبخش دو نمونه ای اين بي عدالتي است که بيگناه تا پای دار برده شدند و سر انجام با فشارهای گوناگون ملي و بين المللي آزاد گرديدند. آيا رئيس جمهور افغانستان قانون شکن است يا مجری قانون؟ آيا ايشان حامي دموکراسي و عدالت و برابری و آزادی است يا ضد آن؟ آيا ايشان تامين کننده واقعي وحدت ملي است يا تامين کننده ای منافع خود و يک قوم و منطقه مشخص؟

 

مثال ديگر قانون شکني آشکارا دولت، دخالت در انتخابات پارلماني و نتايج آن است. همه شاهد آن بوديم که انتخابات با چه مشکلات و دشواريهای انجام شد. در بعضي ولايتها و ولسواليها انتخابات به دليل ضعف دولت در تامين امنيت برگزار نگرديد. مردم اين مناطق از حقوق اساسي شان در انتخاب نماينده های شان محروم شدند. در بعضي نقاط امن کشور انتخابات بطور ناقص با سئوالهای زياد برگزار شد. بعنوان مثال خيلي از مراکز رای دهي مسدود شدند و به مراکز رای دهي که باز بودند، برگه های رای دهي به حد کافي فرستاده نشد. حتي در رسانه ها نشانه های از دخالت مستقيم بعضي از سران دولت در برکناری کانديدهای پيروز و قرار دادن مهره های خودشان درز کرد. هزاران شکايت از تخلفات گسترده انتخاباتي انجام شد. صدها هزار رای به دليل تخلفات وسيع باطل اعلان گرديد. اعلان نتايج انتخابات خلاف قانون، بيش از دو ماه با تاخير انداخته شد. خيلي ها بر اين باور اند که زد و بندهای پنهاني برای تغيير نتايج انتخاباتي انجام يافته است.

سر انجام نتايج  انتخابات سراسر کشور بجز ولايت غزني اعلان شد. يک تعداد از کانديدان پيروز را کميسيون رسيدگي به شکايات انتخاباتي با اقدام جسورانه به جرم تقلب و نقض قانون رد صلاحيت کرد. در ليست رد شده گان، بعضي از افراد صاحب نفوذ و خويشاوندان ماموران بلند پايه دولت نيز ديده مي شوند که اين عمل کميسيون نامبرده يک اقدام شجاعانه و تاجايي در اوضاع و احوال درهم و برهم افغانستان دور از انتظار بود. البته لوی سارانوالي افغانستان همزمان با اعلان نتايج انتخابات آنرا پيش از وقت خواند و اين يک نوع مخالفت با نتايج انتخابات بود. به تعقيب آن  لوی سارانوالي اتهام نقض قانون توسط کميسيونهای مربوط به انتخابات را اعلان و حکم بازداشت چند نفر از مسئولان کميسيونهای نامبرده را صادر کرد. معلوم نيست که در پشت صحنه بين آنها چه زد و بندها و اختلافاتي وجود دارد، اما هرچه است بحث انتخابات و پيروی و يا عدم پيروی از قانون است. در حاليکه کمسييونهای مربوط به انتخابات اتهامات لوی سارانوالي را رد مي کنند و آنرا يک اقدام سياسي مي دانند، اما رحمت نظری معاون لوی سارانوالي در مصاحبه اش با بي بي سي  برخورد سياسي با اين قضيه رد کرد و گفت که :" ما سياسي عمل نمي کنيم، جرم را بي طرفانه بررسي مي کنيم، گرفتن رشوه جرم است که ما اسناد آنرا داريم و سرقت اسناد و ديگر تخلفات جرم مي باشند و به اين خاطر ما حکم جلب چهار نفر از اعضای کميسيونهای مربوطه را داديم." (26 نوامبر 2010، خبرهای شامگاهي سرويس دری بي بي سي).

دخالت دولت در انتخابات ولايت غزني

کمیسیون مستقل انتخابات در تاريخ 24/11/2010 نتیجه انتخابات 33 ولایت و حوزه انتخاباتی کوچی‌ها را اعلان نمود، ولي نتايج نهايي آرای ساکنان ولایت غزنی را اعلان نکرد. فضل احمد معنوی، رییس کمیسیون مستقل انتخابات وجود مشکلات تخنیکی را از عوامل اساسی در تاخیر اعلان نتایج انتخابات در غزنی ذکر کرد. اما حقيقت ممکن است چيزی ديگر باشد و در اين رابطه تحليلهای مختلف مي شود. داکتر عبدالله، رهبر ائتلاف تغییر و امید، عدم اعلان نتایج انتخابات غزنی را مداخله حکومت در روند انتخابات ذکر کرد (شبکه اطلاع رساني افغانستان ۱۳۸۹/۹/۳).

ولایت غزنی 11 کرسی در ولسی جرگه دارد که به اساس نتایج ابتدایی انتخابات امسال، 9 کانديد هزاره، يک سيد و يک قزلباش برنده اعلان شدند. پس از آن رییس جمهور کرزی از کميسیون های مستقل انتخابات و رسیده گی به شکایات انتخاباتی خواست تا در ولایت غزنی و سایر ولایت های که انتخابات درست برگزار نشده، اقداماتی را انجام دهند تا وحدت ملي تامين شود. اين خواست رئيس جمهور در مغايرت صريح با قانون اساسي کشور و قانون انتخابات قرار دارد. اگر قرار باشد که نتايج انتخابات نه بر اساس رای مردم بلکه با بر اساس ترکيب قومي يک ولايت باشد، در آن صورت انتخابات لازم نيست و مي شود آنرا بطور انتصابي تعيين کرد. اين تقاضای رئيس جمهور بعنوان رئيس قويه مجريه که وظيفه اش اجرای قانون است بيانگر حقايق بسياری است که در 9 سال گذشته اتفاق افتاده است. چرا در افغانستان دهها مشکل اساسي همچنان لا ينحل باقي مانده اند؟ چرا دهها ميليارد دالر پول به اين کشور کمک شده، اما وزارت زراعت افغانستان (سليم قندوزی معين وزارت زراعت 27/11/2010 خبرهای شامگاهي بي بي سي) اعلان مي کند که شمار افراد فقيريکه به سختي شکم خود را سير مي توانند به 9 ميليون نفر مي رسند؟ وقتي قانون رعايت نمي شود، نتيجه ای هرکاری در يک جامعه ای بي قانون اين است که ما مي بينيم. شکست دموکراسي، شکست اميدهای مردم به فردای بهتر، شکست پروسه ای مدني، عدالت، انسانيت و برابری. اوج روز افزون فساد اداری و مواد مخدر و دهشت افگني و نا امني. در نتيجه دفن دموکراسي و باز گشت به دوران قبيله سالاری و خشونتهای ضد انساني و استبدادی.

تحليل قانون شکنان اين است که نماينده گان پيروز در ولايت غزني چون هزاره هستند نماينده گي از قوم پشتون را نمي توانند و آمدن آنها منحيث نماينده گان ولايت غزني به ولسي جرگه گويا وحدت ملي را خدشه دار مي سازد. اولا" وحدت ملي وجود ندارد که خدچه دار شود. در طول 9 سال گذشته کار کردهای دولت صدمات جبران ناپذيری به پايه های متزلزل وحدت ملي زده اند و نمونه خوب آن باز سازی غير عادلانه و تبعيض آميز در نقاط مختلف کشور است. در اين سالها حتي يک گام برای وحدت ملي و پروسه ملت سازی برداشته نشده است. دوما" اگر چنين باشد که معيار قوميت و تعلق نژادی وکيل منتخب باشد،  چطور يک رئيس جمهور پشتون تبار مي تواند رئيس جمهور کل اقوام افغانستان باشد؟ اگر استدلال آن پايه قانوني قضيه و آرای مردم در انتخابات باشد، لذا نماينده گان پيروز يک ولايت بدون در نظر داشت قوم و مذهب آنها، نماينده گان قانوني آن ولايت در ولسي جرگه هستند.

آقای کرزی فراموش کرده است که همين مردمي که امروز نماينده گان منتخب شان به تعبير وی نمايندگي از قوم پشتون را نمي کنند، در انتخابات رياست جهموری با کمال صداقت و اخلاص بدون در نظر داشت پشتون بودن وی به  او رای دادند؛ اما جناب رئيس جمهور به اين مردم وفادار چه کرده است؟ آيا کارکرد دولت تحت رهبری وی برای جامعه هزاره ، نشان دهنده ای تامين وحدت ملي و حقوق شهروندی برابر است؟

موضوع انتخابات ولايت غزني بايد مطابق به قانون انتخابات فوری اعلان شود، در غير آنصورت اعتراضات شديد مردمي را در پي خواهد داشت. هم اکنون مشروعيت انتخابات زير سئوال است و دولت کوشش نکند که اين موضوع به يک نقطه بحران ملي تبديل شود. رفتار غير قانوني دولت و کميسيونهای مربوط به انتخابات باعث شده است که گروهها و تشکلهای فرهنگي، اجتماعي، سياسي جامعه هزاره و شيعه گرد هم آيند و عزم شان را در دفاع متحدانه از حقوق نامزدان پيروز ولايت غزني اعلان کنند. در همين گردهم آئي ( 28/11/2010 ) کميته ای صيانت از آرای ولايت غزني تاسيس شد.  داکتر عبدالقیوم سجادی، يک عضو اين کميته و نماینده ولايت غزنی در کنفرانس خبری گفت که اظهارات آقای رئیس جمهور که خواستار چاره اندیشی در باره ولایت غزنی مبنی بر مصلحت اندیشی برای تامین وحدت ملی شده است، از همان آغاز برای ما نگران کننده بوده و باور ما این است که بهترین راه تامین وحدت ملی، حاکمیت قانون و پاسداری از آن است. وی دستبرد در نتایج انتخابات را به مفهوم دفن روند دموکراتیک وآغاز یک بحران ملی در افغانستان خواند. ديگر عضو کميته صيانت از آرای ولايت غزني آقای احمد بهزاد است که بر اساس گزارش سرويس دری بی بی سی ، وی تاکيد رئيس جمهور را مبنی بر رعایت ترکیب قومی رد کرده و آنرا خلاف قانون خواند. بهزاد افزود که براساس قانون اساسی افغانستان، هر نماینده مجلس بدون در نظر داشت اینکه از کدام حوزه انتخاب شده، مذهبش چیست و به کدام زبان سخن می گوید، وقتی در یک حوزه انتخاباتی برنده شد، نماینده تمام مردم افغانستان است، پس در این صورت چگونه هزاره های غزنی نمی توانند از پشتونهای این ولایت یا مردمان مناطق دیگر نمایندگی کنند؟ اگر معیار آقای کرزی را بپذیریم که هزاره های غزنی نمی توانند از پشتونهای غزنی نمایندگی کنند، پس خود جناب ایشان هم به عنوان یک پشتون نمی تواند از اقوام دیگر افغانستان نمایندگی کند. آقای بهزاد به نمایندگی از کمیته صیانت از آراء غزنی هشدار داد که ابطال نتایج ولایت غزنی، نه تنها منجر به ابطال کل انتخابات بلکه منجر به ابطال نظام در افغانستان خواهد شد. (وبسايت فارسي بي بي سي 28/11/2010).

منابع:

دست يار رئيس جمهور کرزی از سفارت ايران پول نقد گرفته است ( 24 اکتبر 2010 روزنامه امريکايي نيويورک تايمز).

رامين مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ايران، به افغانستان کمک کرده ايم (بي بي سي، خبرهای شامگاهي 26/10/2010)

مصاحبه استاد صافي در رابطه فساد اداری و اخذ پول از ايران (26/10/2010، خبرهای شامگاهي بي بي سي).

گرفتن پول از ايران توسط کرزی، وبسايت العربيه (24/10/2010)

http://www.alarabiya.net/articles/2010/10/24/123434.html

آقای احمد سعيدی (مصاحبه با سروريس دری بي بي سي 26/11/2010).

پيش بين نهاد بين المللي بحران اينکه بعد از سال 2014 دولت افغانستان سقوط خواهد کرد (وبسايت فارسي بي بي سي 28/11/2010).

دست داشتن حکومت در عدم اعلان نتايج انتخابات ولايت غزني ( شبکه اطلاع رساني افغانستان 3/9/1389)

http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=16730

9 ميليون فقير در افغانستان، سليم قندوزی معين وزارت زراعت در مصااحبه با خبرهای شامگاهي بي بي سي 27/11/2010).

گرد هم آيي کميته ای صيانت از آرای ولايت غزني (وبسايت فارسي بي بي سي 28/11/2010).

عبدالکريم ميثاق، سابق وزير ماليه افغانستان، نويسنده، شاعر و محقق (مصاحبه 2008 پيرامون اوضاع افغانستان)

دستگير خروتي، نويسنده و پژوهشگر، سابق ديپلمات افغانستان (مصاحبه 2008 در رابطه با اوضاع افغانستان).

داکتر اشرف غني احمد زی، صفحه 34-35 کتاب روزنه ای به نظام عادل (1388)، چاپ مطبعه بلخ اسد 1388.

 







+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 1:32  توسط شفايي  | 

 اين عيد بزرگ را به تمام مسلمانان و مخصوصا" به هوطنان عزيز، شاد باش گفته و اوقات خوش همراه با صميميت و محبت ودوستي را برای فرد فرد هم ميهنان گرامي آرزومندم!

 

عيد، علاوه بر جنبه های مذهبي آن خيلي چيزهای مثبت ديگر هم دارد که يکي از تاثيرات خيلي خوب آن در جامعه، ملاقات همديگر و  دور ساختن کينه و دشمني و شکر رنجي ها است. در واقع در ايام عيد انسان خود را از کيسه های سنگين اختلافات، عداوت، خشونت و انبار از کارهای منفي پاک مي کند و تن و روان خود را سبک بال و راحت مي سازد. اين يکي از بهترين و نيک ترين جنبه های عيد در بين مسلمانان است که نمونه آن کمتر در فرهنگهای ديگر يافت مي شود.

با اين تعريف، اميد است که مشکلات و مصايب کشورما افغانستان که درد و آلام زيادی را برای همه ايجاد کرده اند، با آمدن ايام عيد، به مانند گرد و غبار از رخسار هموطنان و ميهن ما رخت سفر بسته و بجای آنها خوشي، صلح و صفا، امنيت و برابری و برادری جای گزين گردند!

ايام به کام تان خوش!
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 22:2  توسط شفايي  | 

از آنجایی ولایت های جنوبی نا امن است و مشارکت مردم در انتخابات اندک است، برای جبران این نقیصه!! حق رای مردمی را که در مناطق امن زندگی می کردند، پایمال کردند و به عبارت دیگر برای آنکه ابرو را درست کنند، چشم را کور کردند! و صدها هزار انسان صاحب رای را از حق رای محروم ساختند.

يكشنبه 19 سپتامبر 2010, بقلم محمد اسحاق فياض

www.Kabupress.org


برخلاف انتظار دومین دور از انتخابات پارلمانی در امنیت نسبی برگزار گردید. وزارت دفاع ملی در گزارشی اعلام کرد که 95 درصد برنامه امنیتی را که برای برگزاری انتخابات دومین دور پارلمان تنظیم کرده بودند تطبیق شده است. بیم و هراس از تامین امنیت به اندازه ای بود که نزدیک به 900 مرکز رای دهی در کشور مسدود گردید .

اما آنچه در این مرحله قابل تامل است مدیریت و برنامه ریزی کمیسیون مستقل انتخابات در مورد ولایات امن بود. انتظار می رفت که انتخابات در این مناطق با همان شور و شوقی که در میان این مردم وجود دارد برگزار گردد و تمامی مردم در مناطق امن بتوانند پای صندوق های رای حاضر شده و رای دهند تا حضور درصدی شرکت کنندگان در انتخابات بالا رفته و مشروعیت این انتخابات از نظر کمیت به میزان حد اقل مشارکت 50 و اندی در صدی تامین گردد، اما کمیسیون مستقل انتخابات با برنامه های از پیش تعیین شده طوری برنامه ریزی کرد که دهها مراکز رای دهی را در مناطق امن نیز مسدود کرد و نیز تعداد برگه های رای را در مراکز رای دهی در مناطق امن چنان کم کرد که بسیاری از مردم همچنان ساعت ها در صفوف طولانی منتظر ماندند و سر انجام بدون دادن رای به خانه های شان برگشتند.

نتیجه این برنامه ریزی غلط ویا مغرضانه این شده است که براساس اعلام رسمی خود این کمیسیون حدود 40 درصد از مردم افغانستان در این انتخابات توانسته اند شرکت جویند. آنچه که در این جا درصد مشارکت مردم را در این انتخابات پایین آورده است، نه تنها عدم مشارکت مردم به پای صندوق های رای در مناطق نا آرام بود بلکه مسدود شدن مراکز رای دهی در ولایت های آرام و کم فرستادن برگه های رای دهی به این ولایت ها نیزبود.

دیروز گزارش شد که باشندگان ولسوالی مالستان ولایت غزنی از بی توجهی مسئولین کمیسیون مستقل انتخابات شکایت داشتند. همچنین گفته مي شد كه در ولسوالي قره باغ ولايت غزني نيز تا ساعت ها بعد از آغاز روند راي گيري مواد اساسي انتخاباتي نرسيد. هم چنین در بسیاری از مناطق غرب کابل برگه های رای دهی تا ساعت 12 به اتمام رسید از جمله در مسجد موسي بن جعفر جبارخان و مسجد مالك اشتر قلعه محب، ناحيه سيزدهم صندوق ها پر شد و اوراق راي دهي نيز تمام و تعدادي زيادي از زنان كه در مسجد اتفاق ناحيه سيزدهم براي راي دادن حضور يافته بودند از كمبود، پرسنل و كم كاري مسئولين اين مركز راي دهي شكايت داشتند.

این قلم تا دیروز به این باور بود که این مشکل فقط در همین مناطق یادشده رخ داده است، اما اکنون که یک روز از برگزاری انتخابات می گذرد، روشن شده است که مسدود کردن مراکز رای دهی مانند جاغوری و بامیان و نیز ارسال اندک برگه های رای دهی در ولایت ها و لسوالی ها آرام برنامه از پیش تعیین شده بوده وپلان گذاری شده بوده است. زیرا در در ولایت غزنی نه تنها مردم مالستان با این مشکل مواجه بوده اند بلکه در جاغوری، ناهور و قره باغ نیز برگه های رای دهی بسیار زود تمام گردیده و دهها هزار نفر را از دادن حق را محروم کرده اند. در ولایت دایکندی نیز همین مشکل پا برجا بوده است و در بسیاری از ولسوالی های این ولایت برگه های رای دهی قبل از به اتمام رسیدن زمان رای گیری تمام شده و بسیاری از مردم از دادن رای محروم گردیده اند. جالب این است که در ولایت هرات از همه اول تر برگه های رای دهی ازشهرک جبرئیل به اتمام می رسد و تعداد زیادی از مردم در این محله نیز از دادن رای محروم می گردند.

هم چنین حبیبه سرابی والی بامیان در یک کنفرانس خبری از کمبود اوراق رای دهی در سراسر بامیان یاد آوری نموده گفت : متاسفانه به نسبت کمبود اوراق رای دهی در محلات رای دهی از جمله در ولسوالی های یکه ولنگ ، شیبر وپنچاب تعدادی زیادی از شهروندان از این حق قانونی خود محروم د شده و ساعت 12 دیروز مراکز رای دهی تنگی سفیدک ، سبز دره ، بند کوسه ، جلمیش ، سرکندی ، باغک ، نیطاق ، نیک ، مرکز پنجاب ، دشت سفید ولیسه ذکور شهیدان ختم شده که دفتر ساحوی کمیسیون انتخابات تنها توانست 600 قطعه ورق رای دهی را در لیسه ذکور شهیدان انتقال دهد. بگفته ی خانم سرابی اگر به این موضوع توجه جدی نشود بر علاوه اینکه تعداد زیادی از شهروندان از حق اساسی شهروندی خویش محروم میشوند بلکه مشکلات زیادی را احتمالا متوجه نظم عمومی نماید. والی بامیان علاوه نمود که در مرکز رای دهی نودرازکرمان وخارقول ولسوالی پنجاب از ابتدا مرکز رای دهی نرسیده ودر مرکز رای دهی سنگ ریز ورق رای دهی مربوط ولایت بادغیس ارسال شده است.

در ولایت بدخشان در ولسوالی درواز همین برنامه تکرار گردیده و هزاران نفر به دلیل کمبود برگه های رای دهی از دادن رای محروم گردیده اند. سئوال اساسی که در این زمینه وجود دارد این است، آیا این مشکل به دلیل برنامه ریزی های غلط از سوی کمیسیون انتخابات می باشد یا این که برنامه ریزی مهندسی شده برای اهداف خاص است؟

برخی از دستها و قدرت هایی هستند که از مشارکت گسترده مردم در ولایت های مرکزی و مناطق امن هراس دارند و نمی توانند حضور گسترده مردم را به پای صندوق های رای در این مناطق تحمل کنند و از آنجایی ولایت های جنوبی نا امن است و مشارکت مردم در انتخابات اندک است، برای جبران این نقیصه!! حق رای مردمی را که در مناطق امن زندگی می کردند، پایمال کردند و به عبارت دیگر برای آنکه ابرو را درست کنند، چشم را کور کردند! و صدها هزار انسان صاحب رای را از حق رای محروم ساختند.

به هرحال عملکرد کمیسیون در مورد مسدود کردن مراکز رای دهی و نیز کم کردن برگه های رای دهی در ولایت های مرکزی و دیگر مناطق امن هرگز قابل توجیه نیست و مسئولین ذی ربط باید در این مورد پاسخ گو باشند که چرا چنین بی عدالتی را در این مورد روا داشته اند؟

در حالی که گزارش ها از مناطق دیگر از زورگویی برخی از نامزدان و پرشدن برخی از صندوق ها قبل از برگزاری انتخابات حکایت دارد در مناطق امن مرکزی چنین معامله ناعادلانه می گردد. مثلا شماری از ناظران و نامزدها در ولایت قندهار در جنوب افغانستان گفته اند که در ولسوالی های پنجوایی و دامان، صندوق های رای پیش از رای گیری به خانه های برخی افراد منتقل و پس از آن به محلات رای گیری آورده شده است. نورالحق علومی، نامزد انتخابات در گفتگویی با خبرنگاران گفت که برگه های رای به نفع برخی از نامزدهای مشخص به این صندوق ها ریخته شده و پس از آن به محلات رای گیری منتقل شده است. آقای علومی مدعی شده که حتی برخی از صندوقهای رای یک تا دو ساعت پس از آغاز رای گیری به محلات رای گیری منتقل شده است. در کابل نیز برخی از ناظران در یکی از مراکز رأی دهی در ارزان قیمت می گویند که آقای جمیل کرزی ، یکی از نامزدان انتخابات پارلمانی در شمارش آراء در این مرکز مداخله کرده است.

آنان می گویند که کرزی پس از پایان یافتن روند رأی دهی و بسته شدن این مرکز شمارش آراء را بر هم زده است.

حال سئوال اساسی که کمیسیون محترم انتخابات باید پاسخ دهد این است که آیا این کمیسیون در برابر این اعمال غیر قانونی فوق که برخی از نامزدان انجام داده اند و نیز کم فرستادن برگه های رای دهی در مناطق مرکزی و ساحات غرب کابل چه قضاوتی می کنند و چه پاسخی در این مورد دارند؟آیا کاهش حضور مردم در انتخابات به دلیل کم فرستادن برگه های رای در مناطق امن وبرنامه ریزی های مهندسی شده در این مناطق نیست؟

Reference: Kabul Press

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 21:57  توسط شفايي  | 

کنفرانس بين المللي کابل در روز سه شنبه، 29 ماه سرطان 1389 هجری خورشيدی برابر با 20 جولای 2010 ميلادی، با شرکت

وزيران خارجه حدود چهل کشور جهان و دهها مقام بلند پايه بين المللي و افغاني برگزارشد. با اينکه کنفرانسهای متعددی از سال 2001 تا بحال برای افغانستان در خارج ازين کشور برگزار شده اند، اما ويژه گي اين کنفرانس در اين بود که در داخل افغانستان داير گرديد و بزرگترين کنفرانس بين المللي است که تابحال در افغانستان برگزار شده است.

اين کنفرانس يکروزه، با صدور اعلاميه ای در حمايت در از طرحها و پيشنهادهای دولت افغانستان در زمينه های امنيتي و اقتصادی پايان يافت. با اينکه مقامهای افغانستان، امريکا، و سازمان ملل متحد اين کنفرانس را موفقيت اميز خوانده اند، اما اوضاع افغانستان شکننده و آينده ای آن مبهم ديده مي شود. دو موضوع مهمي که در اين کنفرانس روی تاکيد گرديد، يکي مسايل امنيتي وديگری اموراقتصادی افغانستان بود. حال بايد ديد که وضع امنيتي و اقتصادی افغانستان چگونه است و ادعاهای دولت چقدر با واقعيتهای عيني موجود مطابقت دارند.

1) امنيت

وضع امنيتي افغانستان هر سال نسبت به سال قبل آن وخيم تر شده و فعاليتهای مسلحانه ای طالبان و ديگر شورشيان گسترده تر گرديده اند. سال روان، خونين ترين و نا امن ترين سال در نه سال گذشته بوده است. به تاريخ 16ماه جون 2010 سرپرست وزارت داخله آقای منير منگل که به پارلمان افغانستان برای پاسگويي از وخامت اوضاع امنيتي احضار شده بود، گفت که: " از مجموع 364 ولسوالي افغانستان تنها 9 ولسوالي آن کاملا" امن است. 355 ولسوالي با تهديد نا امني روبرو هستند. ازين جمع 114 ولسوالي آن با تهديدهای بالا و 50 ولسوالي با تهديدهای متوسط و 191 ولسوالي با تهديد پائين تر مواجه اند." (سرويس دری راديو بي بي سي، خبرهای شامگاهي 16/6/2010).

در سالهای قبل نا امنيها بيشتر در ولايتهای جنوب و شرق افغانستان بود، ولي در حال حاضر تقريبا" در سراسر افغانستان بي ثباتي و حملات شورشيان ديده مي شود. بعنوان مثال عطا محمد نور والي ولايت بلخ در مصاحبه اش با بي بي سي به تاريخ 17 ماه جون 2010 گفت که نا امني ها در شمال افغانستان بيشتر شده و دليل آن قوی بودن طالبان نيست بلکه دولت ضعيف است. ضعفهای دولت باعث شده اند که طالبان فعاليتهای خود را در شمال کشور گسترش دهند. نمونه ای ديگر بي ثباتي را مي توان در بي ثبات شدن مناطق مرکزی افغانستان مشاهده کرد که در 8 سال گذشته کاملا" امن بودند، اما در ماههای اخير طالبان به اين نقاط نفوذ کرده و چندی پيش عده ای از مردم ملکي ولايت دايکندی را سربريدند. در ولسواليهای بهسود و دای ميرداد کوچي ها و طالبان حمله برده و امنيت آنجا را برهم زدند. همچنين در ولايت غزني و چندين ولايت امن ديگر مکاتب يا بکلي مسدود شده و يا فعاليتهای آن با تهديد طالبان مختل شده اند. همچنين شهر کابل که در آن قوای آيساف و نيروهای مسلح افغانستان به حد کافي حضور دارند، مورد حملات انتحاری و راکتي شورشيان قرار مي گيرند. اينها بيانگر گسترش بي ثباتي در مناطق امن کشور است. سئوال اينجاست که تا بحال، هر سال وضع امنيتي بدتر شده است، چطور ازين پس بهتر خواهد شد؟ آقای کرزی در کنفرانس کابل آمادگي قوای مسلح افغانستان را برای گرفتن مسئوليت کامل امنيت افغانستان تا سال 2014 ميلادی اعلان داشت. آيا اين برآورد جناب رئيس جمهور واقع بينانه خواهد بود؟ در حال حاضر حدود سيصدو پنجاه هزار نيروی مسلح داخلي وخارجي در افغانستان وجود دارند، ولي امنيت در افغانستان نيست. چطور در سال 2014 قوای افغانستان به تنهايي قادر به مقابله با شورشيان و حفظ امنيت سراسر کشور خواهند بود؟ اگر به کارکردهای نه سال گذشته دولت افغانستان و چالشها و مشکلات موجود دقت کنيم، مي بينيم که تعهدات و طرحهای رئيس جمهور و اعضای کابينه اش بدور از واقعيتها شباهت به خيالات و پيش بيني های نادرست مي مانند. حقايق موجود، اوضاع افغانستان را نا بسامان و شکننده و آينده ای آنرا مبهم نشان مي دهند.

به تاريخ 29 ماه جون 2010 ميلادی آقای فيلد يک بازرس امريکايي که اوضاع افغانستان را بررسي وپژوهش نموده است اظهار داشت که امريکا 27 ميليارد دالر را در طي 8 سال گذشته خرج آموزش و تربيت قوای مسلح افغانستان کرده است، ولي در حال حاضر اردوی ملي افغانستان %23 و پوليس افغانستان %12 توان جنگيدن را بطور مستقل بدون کمک قوای خارجي دارند. طبق اين گزارش که به تاريخ 29 ماه جون 2010 از راديو بي بي سي پخش گرديد، اوضاع امنيتي افغانستان هرروز بد تر مي شود و مشکل است که نيروهای افغانستان به تنهايي قادر به دفاع از کشورشان باشند. بنا بر اين گزارش بي نظمي در اردو و پوليس افغانستان وجود دارد و تنها در ماه مارچ 2010 در طول يکماه %17 پوليس و %12 سربازان اردوی افغانستان غايب بودند. تعداد قابل مشاهده ای از نيروهای پوليس ترک وظيفه کرده اند و عده ای هم به مواد مخدر معتاد هستند. همچنين گرفتن رشوه در بين نيروهای پوليس رايج است. جنرال گل نبي احمد زی مسئول آموزش پوليس در وزارت داخله افغانستان در مصاحبه با راديو بي بي سي (29/6/2010) اين را پذيرفت که پوليس تاهنوز آمادگي دفاع ومقابله در برابر چالشها و نا امني موجود را بتنهايي ندارد. وی وجود رشوه و استفاده از مواد مخدر را توسط نيروهای پوليس نيز رد نکرد، ولي گفت که وزارت داخله تلاش مي کند که با اين مشکلات مبارزه کند. با وجود اين واقعيتهای ناگوار و نگران کننده، چطور رئيس جمهور افغانستان ادعای اين را مي کند که قوای مسلح افغانستان امنيت کامل کشور را پس از چهار سال خواهد گرفت و افغانستان بسوی صلح وثبات پيش خواهد رفت؟ آيا اين يک ادعای حساب شده و دقيق است و يا يک لاف و بلوف کوچه بازاری؟



2) امور اقتصادی

مسايل اقتصادی موضوع مهم ديگر مورد بحث در کنفرانس کابل بود. رئيس جمهور کرزی خواهان آن شد که کمکهای خارجي، بيشتر از گذشته از طريق بودجه ملي دولت افغانستان به مصرف برسند. بنا بر اظهارات مقامهای دولت افغانستان اين کمکها تا بحال به ميزان %20 توسط دولت افغانستان به مصرف رسيده و آقای کرزی خواهان آن شد که ازين به بعد %50 کمکهای خارجي از طريق دولت افغانستان مصرف شوند. گفته مي شود که دولت امريکا اين پيشنهاد را پذيرفته است. اين درحاليست که فساد مالي در حد بسيار بالا در افغانستان وجود دارد و سران دولت افغانستان نيز آنرا مي پذيرند، اما پيوسته وعده داده اند که با آن مبارزه مي کنند. طبق گزارش سازمان ملل متحد افغانستان پس از کشور سوماليا، دومين کشور آلوده به فساد مالي درجهان است. تا بحال 40 ميليارد دالر از سوی جامعه ای جهاني به افغانستان کمک شده است، اما اکثر ساکنان اين کشور از فقر و بي عدالتي اقتصادی رنج مي برند. عده ای قليلي که در دولت و موسسات غير دولتي حضور و نفوذ داشته اند، يکباره دارای سرمايه های سرسام آور شده اند. حدود يکماه پيش روزنامه امريکايي "وولد استريت جورنال" نوشت که سالانه صدها ميليون دالر بطور منظم از ميدان هوای کابل با پروازهای هوايي خارج مي شوند. طبق اين گزارش در طي 3 سال گذشته تنها از ميدان هوای کابل سه ميليارد دالر به بيرون از افغانستان برده شده است. اين گزارش را وزير ماليه افغانستان آقای عمر زاخل وال نيز تاييد کرد و گفت که در طي سه سال گذشته بيش از 4 ميليارد دالر از ميدان های هوايي و سرحدات افغانستان خارج شده و حتي ممکن است بيشتر ازين باشد، ولي در اينکار خارجيها نقش مهم داشته اند، چون اکثر کمکها را خود آنها خارج از بودجه دولت افغانستان مصرف کرده اند و حتي دولت افغانستان از آنها بي اطلاع بوده است. (سرويس دری راديو بي بي سي 30/6/2010، خبرهای شامگاهي). همچنين آقای عبدالهادی ارغنديوال وزير اقتصاد افغانستان در مصاحبه اش با بي بي سي گفت که "مکانيزم درستي تا بحال برای رسيدگي و بررسي امور مالي موسسات غير دولتي وجود نداشته است. طبق قانون هر موسسه غير دولتي بايد هر شش ماه گزارش کاری و مالي خود را با قراردادهای شان به وزارت اقتصاد افغانستان بدهد، ولي تاکنون نظارت جدی که تمام کارکردهای موسسات غير دولتي را بررسي، ارزيابي و کنترول کند وجود نداشته است. ما به تازه گي اقداماتي را روی دست گرفته ايم و حتما" نظارت را انجام مي دهيم. ما اين را نيز قبول داريم که در ادارات دولتي فساد مالي وجود داشته است." (سرويس دری راديو بي بي سي 30/6/2010، خبرهای شامگاهي).

با وجود مشکلات فراوان و ضعفهای زياد دولت، چگونه مي توان اطمينان داشت که طرحهای دولت برای بهبود حکومتداری و اوضاع امنيتي واقتصادی کشورعملي شوند؟ اين در حاليست که در 9 سال گذشته تمام اين مشکلات تحت رهبری آقای کرزی و دولت ضعيف و آلوده به فساد وی به وجود آمده است و چگونه اين رهبری وتيم ضعيف مي تواند در چند سال آينده با اطمينان از بهبودی اوضاع کشور خبر دهد؟ جنگ، نا امني، فساد اداری، مواد مخدر، فقر، بيکاری، گرايش سران دولت به مسايل قومي، اعتراضات مردم رو به افزايش بوده است. آيا دولت قادر به مقابله با اين مسايل پيچيده و دشوار خواهد بود؟

3) مذاکره با طالبان

از تلاشهای خيلي جدی آقای کرزی مذاکره و مفاهمه با طالبان و ديگر گروههای دهشت افگن و بنيادگرا است، اما گروههای مخالف دولت، هيچ علاقه ای به مذاکره نشان نمي دهند و هميشه تاکيد بر مبارزه مسلحانه و خروج قوای خارجي و تشکيل حکومت اسلامي دارند. با اينکه دولت افغانستان اسلامي است، اما طالبان آنرا اسلامي نمي شمارند و قانون اساسي افغانستان را قبول ندارند. بنا بر اين آمدن طالبان، دست آوردهای 9 سال گذشته از جمله قانون اساسي افغانستان، آزادی مطبوعات، حقوق زنان، پيشرفتهای فرهنگي، هنری، علمي و تکنولوژی را با خطر نابودی مواجه مي سازد، زيرا انديشه ای طالباني ظرفيت پذيرش آنها را ندارد. از سوی ديگر هيچ تضميني وجود ندارد که عليرغم پذيرفتن خواستهای طالبان، امنيت برقرار شود. مخالفين مسلح دولت گروههای مختلفي هستند، ممکن است هريک خواستهای متفاوتي داشته باشند، امکان دارد بر سر تصاحب قدرت و امتيازات همه راضي نشوند، اين احتمال نيز وجود دارد که کشورهای منطقه خواست های شان بر آورده نشوند و آنها عده ای از مخالفان را وادار به ادامه جنگ کنند. همچنين ممکن است عده ای از فرماندهان مجاهدين عضو جبهه شمال که با طالبان مشکل داشته اند، احساس خطر کرده و دست به مخالفت بزنند. يا اينکه با آمدن طالبان، تنش های قومي شدت بيشتر بگيرند؛ لذا اين سئوال پيش مي آيد که آوردن طالبان چه بهاء و پيامدهايي مثبت و منفي را خواهد داشت؟ آيا تمام اين مسايل را رئيس جمهور کرزی و کابينه دولت مورد سنجش دقيق قرار داده اند؟

متاسفانه در 9 سال گذشته جناب کرزی با داشتن حمايتها و کمکهای وسيع نظامي، اقتصادی، سياسي، فرهنگي دهها کشور بزرگ جهان موفق نبوده و تقريبا" تمام کمکها و امکانات و فرصتها را افغانستان از دست داد. کمکها يا حيف ميل شده اند و يا بي حساب و برنامه به هدر داده شده اند. نتايج اين رهبری 9 ساله، اين است که افغانستان همچنان يک کشور ويران، فقير، جنگ زده، آسيب پذير و ضعيف باقي بماند. آفت های کشنده ای چون تروريزم و بنيادگرای افراطي، کشت و قاچاق مواد مخدر به بالاترين سطح خود برسند، علاوه با چالش بنيادگرايي و مواد مخدر، گروههای متعدد مافيايي نيز شکل بگيرند. بي اعتمادی ملي و تنشهای قومي دوباره اوج بگيرند. طالبان و ساير تروريستان دوباره به قدرت دعوت شوند. افغانستان دومين کشورآلوده به فساد مالي در جهان گردد. اين سير قهقرايي و برگشت به نقطه اول است، با اين تفاوت که در زمان حاکميت طالبان امنيت نسبي در سراسر افغانستان وجود داشت، فساد اداری خيلي کم بود و کشت مواد مخدر روبه کاهش نهاده بود.

 

حامد شفايي


منابع استفاده شده در مقاله:

وبسايت و سرويس دری راديو بي بي سي

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 21:24  توسط شفايي  | 

از مدتي است که نزاع بين کوچي ها و هزاره ها در دای ميرداد و بهسود مناطق مرکزی افغانستان شروع شده است. عکسهای رسيده از منطقه نشان مي دهند که کوچي ها مسلح بوده و پرچم سفيد طالبان را با خود حمل مي کنند. اين در حاليست که دولت با طالبان مذاکره داشته و تلاش دارد تا طالبان را برای پيوستن به دولت تشويق کند. در همين راستا جرگه صلح کابل نيز قرار است از سوی کرزی و طرفدارانش داير شود که البته به دلايل زيادی به تاخير افتاده است. جبهه ملي بعنوان يک اپوزيسيون قوی دولت، اعلام داشته است که در جرگه صلح شرکت نمي کند. تمام نمايندگان هزاره ها در پارلمان در اعتراض به تجاوز کوچي ها و قتل مردم و غارت منطقه توسط کوچي ها، در تحصن برسر مي برند و تهديد کرده اند که در صورت عدم حل موضوع، دامنه اعتراضات شانرا در سراسر کشور وسعت داده و به جرگه صلح نيز اشتراک نخواهند کرد. آقای خليلي معاون دوم رئيس جمهور و يکي از رهبران مهم مردم هزاره کابينه را ترک گفته و به منطقه نزاع رفته است. صبقت الله مجددی رئيس مجلس سنای افغانستان که گفته مي شود با طالبان روابط حسنه دارد ازاين اقدام خليلي ناراحت شده و با عصبيت شديد و کلمات رکيک رفتن او را به بهسود محکوم کرده است.از سوی ديگر بين پارلمان و دولت کشيده گي هايي بر سر عدم معرفي يازده وزير دولت که طبق قانون اساسي رئيس جمهور بايد به پارلمان جهت کسب رای اعتماد معرفي مي کرد، پيش آمده است.

با اين وجود اوضاع کشور آشوب زده و بحراني است. کابينه رنگ تک قومي را بخود گرفته است. تمام وزارتهای کليد در اختيار قوم رئيس جمهور است. معلوم نيست که معرفي يازده وزير جديد نيز چگونه و بر اساس چه معياری خواهد بود. شتاب از سوی پشتونگرايان کابينه در آوردن طالبان و حزب اسلامي و راندن اقوام ديگر از ارگانهای دولتي مشکوک کننده و نگران کننده است. اين در حاليست که در نه سال گذشته اکثريت کمکهای جامعه جهاني بطور غير متوازن در مناطق جنوب و شرق کشور به مصرف رسيده و يا حيف و ميل شده اند. مناطق آرام و يا به عبارت ديگر مناطق اکثريت خاموش ملت افغانستان که در آنجا اقوام هزاره، تاجيک و ازبک و ترکمن زندگي صلح آميز و مدني را داشته اند  مورد تبعيض آشکار قرار گرفته اند. بعنوان مثال از 5000 کيلومتر سرک ساخته و قير شده در افغانستان، در کل هزاره جات تنها دو کيلومتر سرگ در باميان قير شده است و آنهم توسط موسسه آغاخان. آيا اين تبعيض آشکار نيست؟

با تاسف مي توان گفت که  افغانستان سرزمين تبعيض، جهل و نژادپرستي است. بسيار بعيد است که اين کشور بسوی ملت واحد شدن پيش برود، لا اقل اينکار در زمان نزديک ممکن نيست. به همين خاطر است که تاکنون در آن کشور نفوس شماری نشده است تا آمارهای نادرست رژيم های تک قومي گذشته همچنان معتبر باشد. تروريزم، موادمخدر، انتحار، کشتار، آدم ربايي، مکتب آتش زدن، نابود ساختن آثار تاريخي و هزاران جنايت ضد انساني و ضد اسلامي توسط طالبان انجام يافته و اما رئيس جمهور مايل است که آنها را ناديده گرفته و طالبان عزيزش را به قدرت شريک سازند. فرق بين خادم و خائن اين کشور چيست؟ عده ای هستي و آبادی اين سرزمين و باشندگان آنرا آتش مي زنند و عده ای راه صلح را اختيار کرده و اين کشور را با تمام توان آباد مي سازند، اما سر انجام امتياز را همان جنايتکاران و خائنان ملي مي گيرند!

معلوم نيست عاقبت اين کشور با چنين حرکتها و پاليسها چه خواهد شد؟  

در چنين وضعيت مبهمي که شبيه به دوران آخر حکومت داکتر نجيب است و هيچ آينده ای وطن ما معلوم نيست، بايد خيلي احتياط کرد!

احزاب سياسي مقتدر وجود ندارد. لذا بر رهبران سياسي هر قوم است که مراقب اوضاع باشند، از حوادث سي سال گذشته بياموزند و به خير و صلاح مملکت خويش کار کنند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 18:49  توسط شفايي  | 

هشتم مارچ روز بين المللي زن به تمام زنان در سراسر جهان و بخصوص به بانوان و دختران افغانستان مبارک باد!

 

با اينکه پس از سقوط حاکميت قرون وسطايي طالبان پيش رفتهای خوبي در راستای حقوق زن و حقوق بشر در افغانستان انجام يافته است، اما زنان هنوز هم از مشکلات زيادی رنج مي برند. قانون رعايت نمي شود. فرهنگ مرد سالاری و خشونتهای خانوادگي همچنان ادامه دارد. زنان از محروميت، تعصبات و تبعيضات در جامعه رنج مي برند.

قانون اساسي افغانستان حقوق زنان را تضمين را نموده است. دولت افغانستان ميثاق بين المللي حقوق بشر و حقوق زنان را امضاء نموده و متعهد به رعايت آن شده است؛ با اين وجود قانون بايد اجرا گردد و ناقضان حقوق زنان مجازات شوند. دولت برای تساوی حقوق زنان با مردان گامهای عملي بر دارد و زنان را در تمام کارهای اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادی سهم دهد. قريب يک دهه از سقوط رژيم طالبان مي گذرد، اما زنان افغان همچنان محروم و مظلوم هستند و دولت به اندازه ای کافي در امور زنان کار و تلاش نکرده است.

 

جايگاه و ارزش زن در فرهنگ افغاني

در جامعه اسلامي خانواده رکن جامعه است. در خانواده زنان اکثرا" وظايف خدماتي مانند نظافت، پختن غذا، شستن ظروف و البسه، نگهداری، تغذيه و تربيت اطفال را به دوش دارند و در انجام اين کارها مردان کمتر سهم مي گيرند. اين روند مرد سالاری، سنتي و قبيلوی هنوز هم در جامعه ای ايستايي افغانستان پا برجاست، البته درجه و شدت آن ممکن است در شهرها نسبت به دهات و همچنين در مناطق مختلف افغانستان از هم فرق داشته باشد. در فرهنگ و بينش مردهای افغاني تغييری چنداني نسبت به اين موضوع مهم رخ نداده است. در حاليکه از ديدگاه حقوق انساني مردان بايد در کارهای خانه سهم بگيرد. زن برده و يا کارگر بدون معاش نيست که تمام عمر خود را مانند يک زنداني در اردوگاه کار مرد کار کند. زن بعنوان يک انسان با حقوق و شان انساني کامل و برابر است و مسئوليتها و حقوق آنها با مردان نيز برابر است. از طرف ديگر زنان بايد مانند مردان فرصت و وقت آزاد برای تحصيل، کار و سرگرميهای مورد دلخواه شان داشته باشند. از اين ديدگاه پيشرفتي چنداني در امور زنان و تامين حقوق انساني آنها در جامعه افغاني حاصل نشده است. نه دولت در اين زمينه کار موثر کرده است، نه رسانه های جمعي، نه اقشار و نهادهای فرهنگي و اجتماعي و نه جامعه بين المللي. حقوق و مسئوليتهای زنان در خانواده ها مورد تجديد نظر قرار نگرفته است؛ حقوق و مسئوليتهای مردان نيز باز نگری نشده است، بصورت سنتي مردان خود را از انجام کارهای خانه ازاد مي شمارند و کل وظايف خانه به دوش زنان و دختران خانه مي باشند. خانواده های افغاني بصورت عموم کلان است و به همان اندازه کار زنان در خانه زيادتر مي باشد. علاوه بر آن زنان از آزاديهای اساسي لازم مانند حق تحصيل، حق کار، حق مشارکت در فعاليتهای مورد پسند شان بر خور دار نيستند. محدوديتها و موانع زيادی از سوی مردان خانواده ای شان و جامعه وجود دارند که زنان را وادار به خانه نيشيني و انجام وظايف خانه مي سازند و اين خود نقض حقوق بشر و حقوق زن محسوب مي شود. آيا قانون اساسي افغانستان و تعهد دولت مبني بر احترام به حقوق مساوی زنان شامل فضای خانه نمي شود؟ وزارتخانه های امور زنان، اطلاعات و فرهنگ، عدليه و سازمانهای حقوق بشر در اين زمينه چه کرده اند؟ خشونتهای خانوادگي بي داد مي کند. زنان اغلب به بيماريهای رواني دچار اند، ضرب و شتم و انواع ظلمها بر آنها انجام مي شود. خود سوزی، خود کشي، فرار از خانه و جدايي، راههای هستند که از سوی زنان مظلوم افغانستان به هزاران مورد تجربه شده است. با اين وجود رسيدگي به امور زنان وظيفه ای کيست؟ چگونه قانون رعايت و اجرامي شود؟ زنان نيم از جامعه را تشکيل مي دهند، اما در جامعه افغاني به اين نيم پيکر اجتماع توجه لازم نمي شود. زنان همچنان مظلوم هستند و حقوق آنها بشدت نقض مي گردد. موضوع زن و خانواده يک نمونه از مواردی است که نقض آشکار حقوق زنان را در جامعه ای افغاني نشان مي دهد، ولي دهها مورد ديگر وجود دارد که بيانگر نقض حقوق زنان مي باشند. 

 

چه بايد کرد؟ چگونه مي توان حقوق زنان را بهتر تامين کرد؟ 

 

1) آگاهي اجتماعي و بالا بردن سطح فکری و دانش مردم

برای آوردن تغييرات و اصلاحات فرهنگي بايد آگاهي و سطح بنيش مردم را بالا برد. موثرترين و سريعترين نقش را در اين زمينه رسانه های جمعي مانند تلويزيون، راديو، جرايد، وبسايتها و ...، مي توانند ايفا کنند. در اينجا يک چالش وجود دارد که زنان خودشان در رسانه های افغاني هنوز نقش کمتری نسبت به مردان دارند. اگر بعضي زنان در رسانه ها هستند، نقش موثری را ندارند. لذا نياز به همکاری مردان آگاه و بشر دوست است که مسئوليت اخلاقي، وجداني، ايماني و انساني خودشان را برای دفاع از حقوق زنان که بخش مهمي از حقوق بشر است، انجام دهند. همچنين حضور گسترده ای خود زنان در رسانه ها مي تواند به اين امر کمک کند.

 

2) آموزشگاهها

مراکز آموزشي اعم از مکاتب، دانشگاهها و موسسات تحصيلي نقش مهمي را در بالابردن سطح فکری جامعه در رابطه با حقوق زنان و نهادينه شدن آن دارند. در اينجا نقش معلم و استاد و مواد آموزشي و پاليسي دولت در امور زنان مهم است.

 

3) وظيفه دولت

دولت بايد قانون را اجرا کند و در برابر قانون همه يکسان است. تامين حقوق اساسي زنان بايد بخشي از پاليسي تمام ارگانهای دولتي باشد. البته اين به آن معني نيست که دولت افغانستان در رابطه با تامين حقوق زنان کاری را انجام نداده است، يقينا" کارهای مثبت و قابل قدری با حمايت جامعه بين المللي شده است، اما روند کارها خيلي اهسته و در بعضي موارد محوری نبوده است.

 

وزارتخانه های فرهنگ، قضا و امور زنان، اين سه وزارتخانه با همکاری شورای ملي و مجلس سنای افغانستان تعريف و تثبيت حقوق و مسئوليتهای زنان در بخشهای مختلف اجتماع را بر اساس قانون اساسي دارند، که متاسفانه در اين زمينه کارهای چنداني نشده است. 

 

4) نقش نهادهای مدني، سازمانهای غير دولتي و فرهنگيان جامعه

فرهنگيان و روشنفکران و نهادهای مدني و اجتماعي مي توانند نقش مثبتي را در آگاهي اجتماعي و تثبيت حقوق زنان داشته باشند.


نگراني از آينده ای مبهم

مهمترين نگراني و چالش در بهبودی اوضاع زنان، آمدن دوباره طالبان است. دولت و جامعه جهاني در کنفرانس لندن پيوستن طالبان را به دولت افغانستان خوش آمد گفتند و  باب مذاکره و مفاهمه را بطور رسمي و علني باز نمودند. يکي از مهمترين سئوالها مي تواند موضوع زنان باشد که با آمدن طالبان و گروههای همفکر آن حقوق آنها چه خواهد شد؟ متاسفانه زنان در مذاکره با طالبان هيچ نقشي را ندارند و از طرف زنان مرداني تصميم مي گيرند که ممکن است حقوق زنان برای شان مهم نباشد. اين باعث نگراني شديد است. در مذاکره با طالبان موضوع حقوق بشر و حقوق زنان بايد يک اصل از اصول مذاکره باشد و نماينده ای زنان در هيئت مذاکره کننده حضور داشته باشد. مذاکرات بطور مخفي طوريکه تا حالا بوده است، نباشد و مردم در جريان گفتگوها از طريق رسانه های جمعي قرار گيرند.  

 

8 مارچ 2010

حامد شفايي

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 1:48  توسط شفايي  | 

درود بر شما!

در سال 2008 ميلادی پايان نامه تحصيلي خود را با عنوان " سياستها و فعاليتهای اتحاديه اروپا در افغانستان از ديدگاه نخبه ها و شخصيتهای افغاني مقيم اروپا" نوشتم. در اين اثر از سه منبع استفاده شده است:

منبع اول: گفته ها و نوشته های شخصيتهای علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي افغانستان مقيم در اروپا مانند استادان دانشگاه ها، پژوهشگران، نويسنده ها، روزنامه نگاران، کارمندان سابق دولتي مانند وزيران، ديپلماتها و...، تحليلگران و فعالان سياسي و اجتماعي که جمعا" چهل نفر اعم از مردان و زنان از اقوام مختلف افغانستان، با ديدگاهها و گذشته های متنوع (چپ و راست) در اين پژوهش علمي شرکت نمودند.

منبع دوم: معاهدات، اعلاميه ها، کنفرانسها، کتابها، پژوهشهايي راجع به افغانستان بودند

منبع سوم: رسانه های داخلي و خارجي بودند که شامل سايتهای اتحاديه اروپا نيز مي شود.

در مجموع بالغ بر 450 صفحه مواد تحقيقي جمع آوری شد و از اين منابع سرشار 96 صفحه به زبان انگليسي پايان نامه تحصيلي ام را نوشتم، با اينکه مايل بودم تا سطح 200 صفحه آنرا گسترش دهم، اما سرمحقق "سوپر وايزر" مسئول نظر داد که با توجه به تعداد زياد پايان نامه ها که هيئت علمي با يد هريک آنرا مطالعه کنند و در هنگام دفاع پايان نامه ها نظر دهند، نوشتن بيش از 100 صفحه مجاز نيست، به اين خاطر محدودتر و خلاصه تر نوشتم.

اين اثر از دوره پسا طالبان ( 2008-2001 ) سخن مي گويد و همچنين از نقش و سياست اتحاديه اروپا در آن.

روش تحقيق بر اساس  شيوه علمي "کوالي ته تيف و گرانديد تئوری" بوده و بصورت استاندرد پژوهش شده است.

اينک خلاصه آن:

عنوان اثر: " سياست و فعاليتهای اتحاديه اروپا در افغانستان از ديد نخبه ها و شخصيتهای افغان در اروپا"

 

محقق: حامد شفايي  

رشته علوم سياسي (سياست و دولتداری در اروپا)

دانشگاه تامپری (فنلند) و دانشگاه دولتي تالين (استونيا)

پايان نامه دوره ماستری

 

اينجانب از خزان سال 2007 الي بهار سال 2009 در رشته سياست و دولتداری در اتحاديه اروپا تحصيل نمودم و پايان نامه تحصيلي خود را در رابطه با سياست خارجي اتحاديه اروپا در افغانستان و اوضاع افغانستان پس از طالبان نوشتم.  در بهار سال 2009 به درجه ماستری و کار شناسي ارشد در اروپا شناسي رشته علوم سياسي فارغ التحصيل شدم.

 

رساله پژوهشي "تزيز" اينجانب  در 96 صفحه به زبان انگليسي چاپ شده و شما مي توانيد آنرا بطور کامل در سايت وطندار به آدرس ذيل مطالعه نماييد:

http://www.vatandar.com/

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------

 در اينجا  بطور بسيار مختصر در رابطه با آن به زبان دری مي نويسم تا آن عده از کساني که انگليسي نمي دانند معلومات راجع به آن بدست آورند. قابل ياد آوری است که مايلم از مواد تحقيقي ام که با بالغ بر چهار صد و پنجاه صفحه مي شوند کتابي به زبان دری بنويسم؛ آنچه که در اينجا مطالعه مي نماييد تنها اطلاعات مختصری در رابطه 96 صفحه متن انگليسي اين تحقيق است.

-------------------------------------------------------------------------------

نخست سپاسگزارم از استاد بزرگوارم پروفيسور دکتور يورکي ککونن1 پروفيسور و سر محقق در دانشگاههای تامپری و تالين و سابق رئيس فاکولته علوم سياسي دانشکده تامپری که مرا در اين پروژه تحقيقي ام راهنمايي نمود!

در ثاني، از دوستان فرهنگي ام چون حسين ورسي، حمزه واعظي، انجينر همايون تاچ، انجينر حميد الله عبيدی، فرشته حضرتي، داکتر طاهر شاران، اسد الله شفايي، بخاطر همکاري شان در يافتن شخصيتهای مناسب برای مصاحبه و شرکت در اين پروژه تحقيقي صميمانه سپاسگزارم!  

هدف از اين پروژه تحقيقي مورد نظر، بررسي اوضاع افغانستان پس از سقوط رژيم طالبان در سال 2001  و سياست و فعاليتهای اتحاديه اروپا در افغانستان از ديدگاه نخبه ها و شخصيتهای افغان مقيم اروپا بود که در سال 2008 با شرکت 40 شخصيت فرهنگي، سياسي، علمي افغانستان در اروپا موفقانه انجام يافت. در ميان اين اشخاص استادان دانشگاهها، محققان، نويسندگان، خبرنگاران، وزيران، واليان، رهبران احزاب سياسي، فعالين حقوق بشر و امدادگران کمکهای بشردوستانه اعم از زن و مرد، از اقوام مختلف افغانستان با گرايشهای مختلف وجود دارند.

مواد تحقيقي اين مطالعه از طريق متود "گراونديد تئوری" و متودولوجي " کوالي ته تيف" و مصاحبه با شرکت کنندگان گرد آوری شد و برای تحليل آن نيز از متود " گروانديد تئوری" استفاده شد. از نظر محقق، متود گروانديد تئوری با  متودولوجي " کوالي ته تيف" مناسبترين شيوه تحقيق برای اين پروژه بود، زيرا در مورد ديدگاههای نخبه ها و شخصيتهای افغاني مقيم اروپا در مورد سياست و فعاليتهای اروپا در افغانستان پژوهشي تابحال نشده بود و در اين باره معلومات کمي وجود داشت، لذا گروانديد تئوری روش مناسب و سود مند بود که بر اساس آن مواد بطور سيستماتيک جمع آوری و تحليل مي شود.



سه سئوال عمده در بخش تحقيق وجود داشت که عبارت بودند از:

1) حضور اتحاديه اروپا در افغانستان

2) اوضاع افغانستان پس از طالبان

3) پيشنهادات شرکت کنندگان به مقامهای تصميم گيرنده

________________________________

1 Professor Dr. Jyrki Käkönen

 1. اتحاديه اروپا در افغانستان

اتحاديه اروپا و کشورهای عضو آن از زمان سقوط طالبان تا بحال در عرصه های مختلف در افغانستان فعال بوده است. بزرگترين حامي سياسي دولت افغانستان، اتحاديه اروپا بوده است. اکثر کنفرانسهای بين المللي برای افغانستان نيز در کشورهای عضو اتحاديه اروپا داير شده اند. اين اتحاديه در امور بازسازی افغانستان نقش رهبری را داشته است. اتحاديه اروپا پس از امريکا بزرگترين کمک کننده مالي به افغانستان بوده است.

از لحاظ نظامي اغلب کشورهای عضو اتحاديه اروپا از طريق سازمان نظامي ناتو بنابر فيصله شورای امنيت سازمان سازمان ملل متحد در افغانستان حضور دارند و ناتو خود يک سازمان بيشتر اروپايي است که  24 عضو از مجموع 26 عضو آنرا کشورهای اروپايي تشکيل مي دهند.



شرکت کنندگان در اين پروژه پژوهشي، نقش اتحاديه اروپا را در افغانستان مهم خوانده و دست آوردهای حاضر را بدون حضور آن اتحاديه دشوار دانستند. ضعفهای اتحاديه اروپا از نظر شرکت کنندگان، پيروی از سياست امريکا، بازی مشکوک انگليس در افغانستان، عدم هماهنگي و فعاليت مشترک بر اساسي استراتيژی واحد اتحاديه دانستند. از نظر آنها اتحاديه اروپا بيشتر از طريق کشورهای عضو خود و موسسات غير دولتي حضور داشته و کمک کرده است که وجود فساد در موسسات غير دولتي و نا هماهنگي بين کشورهای عضو اتحاديه از ضعفهای برجسته ای آن بوده است. از نظر شرکت کنندگان اتحاديه اروپا به نسبت امريکا از حمايت بيشتر مردم افغانستان بر خور دار است و اين امکان وجود دارد که آن اتحاديه بتواند نقش اول را در افغانستان بازی کند. اتحاديه اروپا يک قدرت بزرگ جهاني است  و از سوی ديگر سرزمين فرهنگ، مدنيت و انديشه و علم بوده و مي تواند در پيشرفت افغانستان کمک کند.

 

2- افغانستان پس از طالبان و نقش اتحاديه اروپا

 

افغانستان پس از حاکميت طالبان در برخي از امور دست آوردها و موفقيتهای داشته است و در برخي مسايل ديگر نا موفق بوده و اکنون با مشکلات و چالشهای جدی مواجه است. آنچه که نتيجه اين تحقيق نشان مي دهد پيشرفتهای آن بقرار ذيل است:

 

1.2- دست آوردها

سقوط حکومت ظالمانه طالبان يکي از مهمترين دست آوردها بود. در زمان حاکميت طالبان شهروندان افغانستان تحت قانون شديد آن رژيم فارغ از هرگونه آزادی و حقوق اساسي زندگي دشواری را داشتند. زنان حق آموزش، حق کار  را نداشتند. اقليتهای قومي و مذهبي مورد تبعيض شديد قرار داشتند. کودکان از آزادی بر خور نبودند. حقوق بشر بشدت نقض مي شد. افغانستان خانه امن بنيادگرايان مذهبي و تروريستان بين المللي شده بود. برخي از آثار تاريخي و باستاني افغانستان نابود گرديد. فعاليتهای هنری منع بود. حقوق کودکان نقض مي گرديد.

پس از سقوط طالبان يک نظام نسبتا" فراگير و فراقومي تحت نظارت سازمان ملل متحد و جامعه بين المللي ايجاد شده است. قانون اساسي جديد تسويد و به اجرا در آمده است. سيستم انتخابات وجود دارد و افغانستان بسوی دموکراسي گامهای آهسته و اغازين خود را برداشته است. در قانون اساسي احترام به حقوق بشر، حقوق زنان و اقليتهای قومي و مذهبي درج شده است. قانون اساسي موجود مشارکت زنان را در فعاليتهای اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادی تضمين مي کند. بعضي از شرکت کنندگان  البته گفتند که اين قانون اساسي پس از تصويب دست کاری شد و بطور غير قانوني تغييرات در آن آورده شد. از ديد برخي از شرکت کنندگان اين قانون نياز به ريفورم دارد.

 

1.1.2- انتخابات

بر اساس قانون اساسي و مطابق به پلان کنفرانس بن انتخابات رياست جمهوری و پارلمان و ولايتي در سالهای 2004 و 2005 انجام شدند. برای اولين بار کانديدان مختلف بصورت دموکراتيک و آزاد به رقابت پرداختند. حدود %40 رای دهندگان زنان بودند. اين در حاليست که در حاکميت طالبان با بيرون رفتن زنان از خانه مخالفت صورت مي گرفت. در اين دوره انتخابات يک زن نيز کانديد رياست جمهوری بود. اين اولين بار بود که يک زن در تاريخ افغانستان خود را کانديد رياست جمهوری کرد.

بعضي از شرکت کنندگان شديدا" انتقاد داشتند که مکانيزم انتخابات اشتباه بود. بايد برای آن عده از کساني که در گذشته در کشتار و جرايم و نقض حقوق بشر دست داشتند اجازه کانديد شدن و رسيدن به قدرت داده نمي شد. به جرايم جنگي و نقض حقوق بشر رسيدگي مي شد. جابجا شدن افراد فاسد و ضعيف در دستگاه دولت باعث شد که  مديريت ضعيف سراسر نهادهای دولت را فرا گيرد. در نتيجه يک دولت ضعيف، فاسد، بنيادگرا و پر تنش از گروههای متخاصم که در گذشته باهم مشکل داشتند به وجود آيد و تنشهای قومي بجای وحدت و رفتن بسوی ملت سازی شروع شود. از ديد شرکت کنندگان اين بزرگترين اشتباه اتحاديه اروپا و جامعه جهاني بود که انجام يافت. در حاضر پس از گذشت هفت سال افغانستان در خيلي از چيزهايي که مي توانست موفق شود، شکست خورد و با مشکلات و چالشهای دشواری مواجه شده است.

 

2.1.2- رسانه ها

در حال حاضر صدها وبسايت و صدها نشريه و دهها راديو و چينل تلويزيون افغاني وجود دارند. در در زمان طالبان فقط يک راديو و يک نشريه وجود داشت و هر دو متعلق به طالبان بودند. تلويزيون، سينما، موسيقي، تاتر و ديگر فعاليتهای فرهنگي و هنری منع بود. افغانستان سرزمين بي صدا و بي هنر شده بود. به گفته شرکت کنندگان رسانه ها پس از سقوط حکومت طالبان بسيار پيشرفت داشته است و اين يکي از دست آوردهای مهم افغانستان است.  با اينکه چالشها و موانعي نيز بر سر راه رسانه ها بوده است، اما رشد رسانه ها خيلي سريع بوده است.


3.1.2-  ارتباطات جمعي

خطوط تلفني و انترنتي در افغانستان پيشرفت سريع داشته است. افغانستان تا دوره طالبان به شبکه انترنت وصل نبود و تلفن نيز بطور محدود در شهرهای بزرگ بود. خطوط مبايل وجود نداشت، اما حالا در سراسر افغانستان تلفن مبايل مشاهده مي شود. انترنت در خيلي از شهرها وصل شده است. از طريق انترنت و تلفن افغانهای خارج از کشور با داخل وصل شده اند و بگفته عده ای از شرکت کنندگان صدها وبسايت افغاني نقطه تبادل انديشه افغانهای داخل و خارج از کشور شده است. علاوه بر سايتهای نوشتاری چندين تلويزيون و راديوی انترنتي افغانهای مقيم غرب نيز فعاليت دارند که افغانهای داخل افغانستان نيز از آنها استفاده مي برند. ضمنا" کنفرانسهای انترنتي بين افغانهای داخل و خارج  مخصوصا" روی مسايل سياسي بطور منظم وجود داشته اند. ضمنا" افغانها موسيقي و رقص و عکسهای خود را از طريق انترنت مانند سايت "يوتوب" عرضه مي کنند که تمام اينها در رشد سريع فرهنگي و مخصوصا" گلوبال شدن فرهنگ و جامعه افغاني تاثير داشته اند. يک نمونه آن رشد خيلي سريع زبان انگليسي در افغانستان است.

 

4.1.2-  تعليم و تربيت

تعليم و تربيت در افغانستان رشد خوب داشته است. حدود 7  ميليون دختر و پسر مشغول تحصيل هستند. در زمان حکومت طالبان دختران حق نداشتند درس بخوانند. برای پسران کيفيت تحصيل خيلي ضعيف و محدود بود. طبقه گفته های مصاحبه شده گان، تعليم و تربيت به سراسر افغانستان گسترش يافته است، اما در خارج از شهرها خيلي از شاگردان در زير خيمه ها و يا خانه های بدون سقف و ويران درس مي خوانند، سيستم آموزشي هنوز کهنه و با کيفيت پايين است. معلمان مسلکي کم هستند. در مناطق نا امن کشور که جنگ است شاگردان امنيت ندارند، چون طالبان مکاتب را آتش مي زنند و معلمان را مي کشند. تا بحال صدها مکتب که با پول جامعه جهاني در مناطق جنوب و شرق افغانستان ساخته شدند، از سوی طالبان به آتش کشيده شدند. بنيادگرايان افراطي مذهبي به نظام تعليم و تربيت افغانستان نفوذ کرده اند. خطر رشد بنيادگرايي افراطي در نسل آينده افغانها وجود دارد.

 

5.1.2-  بخش صحي

بخش صحي افغانستان در هفت سال گذشته رشد قابل توجه داشته است. تعداد زياد شفاخانه و کلينک از سوی جامعه جهاني و مخصوصا" اتحاديه اروپا و کشورهای عضو آن ايجاد شده است. واکسناسيون اطفال بطور سراسری هر چندگاهي انجام يافته و امور صحي و درماني بطور کل رو به پيشرفت بوده است. نا امني و جنگ مانع مهم بر سر راه بازسازی و ارائه خدمات بوده است.

 

6.1.2-  نهادهای مدني

موسسات غير دولتي پس از حاکميت طالبان افزايش چشمگيری داشته است. ميلياردها کمک جامعه جهاني باعث شد که تعداد زيادی موسسات غير دولتي تاسيس شوند. بيشتر از 2000 موسسه غير دولتي  فعاليت دارند. اين موسسات نقش زياد در بازسازی و ارائه خدمات داشته اند. قسمتي از کمکهای اتحاديه اروپا از طريق موسسات غير دولتي به مصرف رسيده است. بنا بر گفته های اغلب مصاحبه شده گان فساد همانطوريکه در دولت وجود داشته است، در موسسات غير دولتي نيز بسيار بوده،  طوريکه مردم به اين موسسات بي اعتماد شده اند. پيشنهاد مصاحبه شده گان اين بود که با فساد مبارزه جدی صورت بگيرد و سيستم شفاف حساب دهي و پاسخگويي ايجاد شود. کمکها از طريق دولت افغانستان به موسسات غير دولتي صورت گيرد تا از يکطرف دولت ضعيف نماند و از طرف ديگر دولت در برابر مردم پاسخگو باشد و بتواند بر اساس ضرورتها پروژه ها را به موسسات غير دولتي واگذار نمايد و بر کار پروژه ها نظارت داشته باشد.

 

7.1.2-  خصوصي سازی

طبق گفته شرکت کنندگان سکتور خصوصي تا اندازه ای رشد کرده است. اما مشکل اساسي اين است که سيستم سرمايه داری بازار آزاد از پيشرفته ترين کشورهای جهان کپي شده و اين سيستم در افغانستان کارکرد لازم را ندارد. اين در حاليست که در کشور فساد گسترده مالي وجود دارد و عده ای کمي توانسته بسيار زود و پولدار شود و دارای شرکتهای خصوصي بزرگ شوند، اما در عوض بر جمعيت فقيران افزوده شده و فاصله بين دارا و فقير زياد شده است. پيشنهاد اغلب آنها اين بود که سيستم مختلط دولتي و خصوصي هردو باشند و در يک پروسه طولاني به تدريج بسوی بازار آزاد کامل گام گذاشته شود. از نظر آنها فعلا" حدود %40 مردم بيکار اند و دولت برای آنها بايد کار ايجاد کند.

 

8.1.2-  حقوق بشر

حقوق بشر توسط قانون اساسي تضمين شده است. کميسيون مستقل حقوق بشر تاسيس شده و اين کميسيون توانسته در بخش تهيه اسناد و گزارشها فعاليتهای خوبي را انجام دهد، اما مشکل اين بوده است که ناقضان حقوق بشر و جنايتکاران قدرت داشته اند. در هر سه نهاد قانون گذاری و اجرايي و قضايي دولت حضور داشته اند. اين باعث شده است که طرح عدالت انتقالي اجرا نشود. تا وقتيکه ناقضان حقوق بشر در دولت باشند و همچنين فساد گسترده وجود داشته باشد، مشکل است که حقوق بشر پيشرفتي داشته باشد. ضمنا" قسمتي از نقض حقوق بشر  مانند تبعيض عليه زنان و اقليتهای ديني و خشونتهای خانوادگي نيازمند اجرای قانون همراه با کار فرهنگي و اجتماعي است تا افکار عامه تغيير کند و فرهنگ احترام به حقوق بشر رشد کند. در وضعيت نا امني، جنگ، فساد و نبود حاکميت قانون، حضور گسترده ناقضان حقوق بشر در دولت رعايت حقوق بشر دشوار است.

 

9.1.2-  راه سازی

از دست آوردهای ديگر افغانستان پسا طالبان، راه سازی است. در ساختن راهها نقش اتحاديه اروپا و کشورهای عضو آن بر جسته بوده است. طبق اظهار مسئولان بازسازی افغانستان حدود 3000 کيلومتر سرک ساخته شده است که اين يک دست آورد بزرگ است.

 

2.2 - شکست ها ، مشکلات و چالشها

اتحاديه اروپا، دولت افغانستان و ساير اعضای جامعه جهاني در مبارزه با مواد مخدر، مبارزه با تروريزم، تحکيم حاکميت قانون، ثبات و امنيت، بازگشت ميليونها مهاجر با شکست رو برو شده است. طالبان و القاعده که در سال 2001 با حمله امريکا و انگليس و همکاری نيروهای افغان اتحاديه شمال از قدرت رانده و متواری شدند، دوباره تجديد سازماندهي کرده و در نقاط مختلف کشور مي جنگند. قدرت طالبان و گروههای بنيادگرای مسلح هر سال رو به افزايش بوده است.  اوضاع افغانستان سال به سال رو به وخامت رفته است. فساد اداری بيش از حد در دولت و موسسات غير دولتي وجود داشته است. مواد مخدر هر سال رو به افزايش بوده است. حاکميت قانون وجود نداشته است.

 

شرکت کنندگان دلايل خرابي اوضاع را وجود دولت ناکار آمد، فاسد، افتادن قدرت در دست بنيادگرايان و نفوذ مافيای مواد در دولت، افتادن کارها به دست افراد غير مسلکي، عدم وجود استراتيزی و نا هماهنگي در سياست و عمکرد کشورهای خارجي به شمول اتحاديه اروپا و اعضا آن، سياست دوگانه پاکستان که از يک سوی ميلياردها دالر کمک غرب را برای مبارزه با تروريزم و بنيادگرايي اسلامي دريافت کرده و از سوی ديگر گروههای تروريستي را حمايت کرده است و نبود فشار کافي بر پاکستان بر شمردند.

شرکت کنندگان بيشتر انتقاد بر اتحاديه اروپا و جامعه جهاني داشتند که موفق نبوده اند؛ اما طبق اسناد رسمي امضا شده بين اتحاديه اروپا و دولت افغانستان وظايف هردو جانب در آن قيد شده و هريک متعهد به انجام کارهاي خاصي شده اند. طبق اين اسناد مقصر دولت افغانستان است  که نتوانسته است چيزهايي را که تعهد سپرده انجام دهد.


3.2- پيشنهادات

 

1.3.2- امنيت و ثبات

اردو و پوليس ملي افغانستان تقويت گردد و وظايف تامين امنيت به آنها سپرده شود. از نظر مصاحبه شده گان قوای بين المللي در صورت نياز قوای افغاني را در نبرد با نيروهای مسلح طالبان و القاعده کمک کنند. اين کار يک راه حل اساسي است چون قوای بين المللي نمي توانند برای هميشه در افغانستان بمانند و سر انجام قوای افغاني بايد تامين امنيت خود را بگيرند. از طرف ديگر طالبان در مناطق مسکوني مي جنگند و در جنگ غير نظاميان کشته مي شوند و اين کار باعث خشم و اعتراض مردم عليه نيروهای خارجي مي شود. پوليس و اردوی ملي بايد کار آزموده و وفادار به قانون باشد. برخي گزارشها بيانگر آن است که فساد و از استفاده از مواد مخدر در بين نيروهای پوليس رايج و شايع است ، با اين وجود چطور مي توان انتظار داشت که فساد و مواد مخدر از کشور ريشه کن شود و قانون اجرا گردد.

تا بحال سياست شفاف و قاطع و هماهنگ در برابر طالبان وجود نداشته است. بر پاکستان که حامي طالبان بوده است فشار آورده شود. پايگاههای بنيادگرايان و طالبان و القاعده در خاک پاکستان نابود شوند. مشکل سياسي پاکستان و افغانستان بر سر خط ديورند حل گردد.  تا اين مشکل حل نشود، پاکستان استراتيژی خود را در برابر افغانستان تغيير نخواهد داد. مرزها بايد کنترل شوند، زيرا مواد مخدر و همچنين طالبان از مرزها عبور مي کنند. فساد بايد در درون دولت ريشه کن شود.  تا وقتي که فساد از بين نرود و قانون رعايت نشود موفقيتي در طرحها و کارها بدست نمي آيد. دستگاه امنيتي و قضايي دولت بايد از وجود افراد فاسد پاک شود. از نظر مصاحبه کنندگان، امنيت نمي تواند تنها از طريق استفاده از نيروی نظامي تامين شود. بايد برای رشد فرهنگ و اقتصاد افغانستان کمک شود. با مشکلات اجتماعي مبارزه گردد. برای کاهش فقر و بيکاری تلاش شود. فقر و جهل دو عامل اساسي مشکلات افغانستان هستند.

 

2.3.2- ملت سازی

جامعه افغاني با خطرهای تنشهای قومي، تفرقه، جنگ داخلي و حتي تجزيه مواجه است. پيشنهاد شرکت کنندگان اين بود که برای وفق يابي پروسه ملت سازی آغاز شود. تنشهای قومی بايد کاهش يابند. در راستای فرهنگ ملي و وحدت ملي کار صورت گيرد. اين کار با مشارکت مردم در تصميمگيری، همبستگي روشنفکران و رهبران جامعه ، جوانان، ورزشکاران، هنر مندان امکان پذير است. نقش رسانه ها، مراکز اموزشي، نهادهای مدني در کنار دولت و جامعه بين المللي خيلي زياد است. اروپا سرزمين مدنيت و انديشه است و مي تواند به دموکراتيزه شدن و پيشرفت افغانستان کمک نمايد.

 

3.3.2- بازسازی

در هفت سال گذشته بازسازی بطور غير عادلانه و نا متوازن بوده است. طبق استدلال برخي از شرکت کنندگان، اغلب پولهای کمک شده و پروژه ها در مناطقي به اجرا گذاشته شده که در آنجا جنگ و نا امني بوده است. پروسه بازسازی در کل کند بوده، اما در برخي از مناطق بسيار ناعادلانه و نا متوازن بوده است. اين کار ساکنان آن مناطق را نسبت به جامعه جهاني و دولت افغانستان ناراض و بي اعتماد ساخته است. شرکت کنندگان بر تسريع و متوازن بودن بازسازی تاکيد داشتند. مخصوصا" برای کارهای بنيادی و اساسي در مناطق امن کشور اهميت داده شود.

برای بازسازی افغانستان و ايجاد رقابت برای پيشرفت، پيشنهاد شد که هر کشور خارجي کمک کننده بازسازی و انکشاف يک ولايت را برعهده بگيرد. اين باعث رشد متوازن و از طرف ديگر رقابت برای بازسازی و توسعه مي شود. بسيج عمومي مردم هر ولايت برای همکاری در امور بازسازی و توسعه فراهم مي شود. از نظر شرکت کنندگان اتحاديه اروپا و کشورهای عضو آن که تجربه بازسازی پس از جنگهای اول و دوم جهاني را دارند مي توانند کمک زياد در بازسازی افغانستان کنند.

 

4.3.2- سيستم فدرالي

تعدادی از شرکت کنندگان تاکيد بر تغيير سيستم رياستي به سيستم فدرالي يا پارلماني داشتند. به باور آنها نظام رياستي موجود که تمام  قدرت در دست رئيس جمهور است سبب تقويت يک قوم و يک سمت افغانستان مي شود و اين با منافع ملي و عدالت اجتماعي نا سازگار است. از ديد آنها اغلب مشکلات هفت سال گذشته ناشي از مشکل در سيستم مذکور بوده است که بازسازی غير عادلانه صورت گرفته و مردم ناراض اند، نا امني و خشونت و مواد مخدر و تنشهای قومي ايجاد شده است. در ساختار اجتماعي افغانستان که تنوع قومي است و در گذشته قدرت به دست يک قوم بوده، حکومت فدرال و يا حکومت پارلماني مي تواند کارکرد و بازدهي بهتر و مناسب تر داشته باشد.

 

5.3.2- شايسته سالاری

از نظر شرکت کنندگان اشتباه بزرگ اتحاديه اروپا و ساير اعضای جامعه جهاني اين بوده که از افراد بنيادگرای اسلامي حمايت کرده و زمينه بقدرت رسيدن آنها را فراهم ساخته است. اغلب آنها با ارزشهای جامعه غرب موافقت ندارند. آنها کساني بوده اند که بيشتر وقت شان در جنگ سپری شده و بيشتر شان با حاکميت قانون بي گانه اند و از طرف ديگر فاقد سواد و تجربه مديريت برای پيشبرد کارها هستند. در هفت سال گذشته با افتادن قدرت به دست آنها کل سيستم فاسد شد، تمام کارها با چالش و مانع رو برو شدند. برای توسعه دموکراسي، حقوق بشر، حاکميت قانون، توسعه افغانستان،  مبارزه با مواد مخدر و تروريزم و مشکلات اجتماعي بايد افراد تحصيل کرده و مسلکي، دموکرات و جوانان فارغ شده از دانشگاهها استخدام شوند. اين باعث مي شود که قدرت بطور مطلق در دست بنيادگرايان نباشد. حاميان حاکميت قانون و دموکراسي و حقوق بشر تصميم گيرنده خواهند بود. غرب و دنيای دموکراتيک دوستان دموکراتيک خواهند داشت که بتعهد و وظيفه خود عمل خواهند کرد. ظرفيت کارها بالا خواهد رفت. از تلفات جاني و مصارف گزاف پولي و تلف وقت و انرژی بيهوده پيشگيری مي شود.

 

6.3.2- افغانهای مقيم غرب

در کشورهای غربي صدها هزار مهاجر افغان وجود دارند. در ميان آنها جمعيت عظيمي از اشخاص باسواد و مسلکي تعليم يافته و مجرب وجود دارند. اتحاديه اروپا و کشورهای غربي مي توانند برای بالابردن ظرفيت نهادهای دولتي و موسسات غير دولتي و سکتور خصوصي و اجرای پروژه های بازسازی در افغانستان ازين نيروی عظيمي افغاني مقيم غرب استفاده کنند. صدها هزار افغان مقيم غرب سرمايه کلان انساني برای توسعه افغانستان بر اساس دموکراسي و حقوق بشر و حاکميت قانون اند.

 

7.3.2- استراتيژی نو و هماهنگ

شرکت کنندگان شکايت از عدم استراتژی واحد و عملکرد بر اساس آن استراتيژی مشترک داشتند. پيشنهاد اغلب آنها ايجاد استراتيژی واحد و عملکرد بر اساس آن بود. در اين راستا يک پيشنهاد جالب ارائه شد که شورای عالي هماهنگي تشکيل شود که در آن نمايندگان سياسي، اقتصادی، نظامي، اجتماعي و فرهنگي افغانستان و جامعه بين المللي حضور داشته باشند و اين نهاد وظيفه ای مطالعه و بررسي اوضاع افغانستان و ايجاد سياستهای مشترک و هماهنگي لازم و نظارت بر اوضاع را داشته باشد.

 

اصلاحات اداری، شمارش نفوس، دادن امکانات بيشتر به مناطق خارج از شهر، تشويق مهاجرين به عودت از طريق فراهم ساختن تسهيلات کار، مسکن، مکتب و امنيت و وفق يابي از پيشنهادات ديگر شرکت کنندگان بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 16:0  توسط شفايي  | 

عيد سعيد فطر مبارک!

امسال هفدهمين ماه مبارک رمضان را در فنلند گذراندم. هيچ فکر نمي کردم که در اين کشور سرد به مدت طولاني بمانم، ولي مي بينم که 17 سال چگونه زود گذشته است، شايد هم روزی تمام عمر خود را در اينجا سپری کنم. 

در سالهای آغازين زندگي ام در اينجا، روزهای ماه مبارک رمضان بسيار کوتاه بود، اما رفته هر سال 10 روز پيش رفت و سال به سال وقت آن طولاني تر شد تا اينکه امسال نسبتا" طولاني بود.  ترس مسلمانان اينجا از 5 تا 10 سال آينده است که ماه روزه در تابستان است  و روزهای آن بسيار دراز است.

لازم است که علمای ديني فکری به حال مسلمانان اينجا و ديگر کشورهای قطب شمال کنند، زيرا در تابستان روزهای اينجا ممکن است تا 20 ساعت و حتي در مناطق شمالي آن به بيشتر از 20 ساعت برسد و اين برای خيلي ها، مخصوصا" برای نوجوانان و کهنسالان دشوار خواهد بود.


اين عيد با سعادت را به تمام مسلمانان و به خصوص هموطنان عزيزم تبريک عرض نموده و اميد وارم که هر روزتان عيد باشد!

حامد شفايي

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 20:18  توسط شفايي  |