مراجعه کننده عزيز،
لطفا، سلامها و احتراماتم را پذيرا باشيد!
از اينکه زحمت کشيده و از ويبلاکم ديدن کرديد سپاسگزارم!
اجازه مي خواهم در آغاز خود را مختصرا معرفي کنم، چون بنظر من يکي از اهداف يک وبلاک مي تواند آشنايي و ارتباط و همکاری بين انسانها باشد؛ از طرف ديگر من در کشوری دور افتاده ای هستم که شايد خيليها از نام آن احساس سردی کند و بخود بلرزد، کشوريکه در شاخ دنيا و در چند قدمي قطب شمال قرار دارد و سرد سير و برف سير است. اين دور افتادگي از يکسو و مصروفيت ها و مشغوليتهای نگارنده از سوی ديگر باعث شده اند تا کمتر با هموطنان و همزبان عزيز خود در خارج از فنلند ارتباط داشته باشم. لذا وسيله ای چون انترنت و چيزهای مانند وبلاک و وبسايت مي توانند در حل اين مشکل کمک کنند و زمينه های ارتباطي،آشنايي، همکاری و دوستي را در فاصله های دور و نزديک فراهم نمايند.
در مقدمه ی بالا از سردی کشوريکه در آن زندگي مي کنم گفتم و شايسته است که چند کلمه ی از خوبيهای آن نيز بنويسم. کشور فنلند (فنلاند) تابستان لذت بخش و هوای معتدل دارد که زمستان طولاني، سرد و تاريکش را واقعا جبران مي کند. به همين خاطر در تابستانها ترجيح مي دهم که به خارج از فنلند مسافرت نکنم و از آب و هوای پاک و طبيعت زيبای اينجا که بنظرم در دنيا کم نظير است بهرمند شوم. واقعا حيف است، اگر کسي در تابستان اينجا را که هوای آن تقريبا بين 18 تا 27 درجه سانتي گراد است و هزار ان درياچه و هزار ان جزيره دارد و هر انسان دوستدار طبيعت و زيبائيها را مانند آهن روبا به خود جذب مي کند و بخصوص اينکه در تابستان چيزی بنام تاريکي و شب تقريبا در اينجا و ساير کشورهای قطب شمال وجود ندارد، رها کند. اين فقط نظر شخصي من است، شايد بعضي خارجيها تمام خوبيهای اينجا را بخاطر سردی هوايش و دوری از وطن شان، دوست نداشته باشند، ولي من واقعا اين سرزمين زيبا را با سردی سرد زمستانش و تابستان لذت بخشش و مردم بي آزار و انسان دوستش همچون زاد گاه خود افغانستان عزيز و مردم مردم آنجا، بمانند دو چشمم از صميم قلب دوست دارم.
پس از ذکر مقدمه، اجازه مي خواهم جسارت نموده جهت آشنايي بهتر مختصرا از خود و فعاليتهايم بنويسم و اميد وارم که شما مراجعين گرامي نيز مرا با وبلاک و وبسايت و کارها و فعاليتهای خويش آشنا سازيد و نشاني ارتباطي خويش را از طريق ايميل و يا در دريچه ی مخصوص نظرات برايم بنويسيد!
بيوگرافي:
اينجانب حامد شفايی فرزند حاجی محمد رضا شفايی از سال ۱۹۹۳ ميلادی به اين سو در کشور فنلند اقامت دارم و در اينجا با خانواده ام زندگی می نمايم. در سال 1994 پدر بزرگوارم در شهر هلسينکی به ديار ابديت پيوست و اين يکی از غمبار ترين و تاريکترين وقت زندگی ام در مهاجرت بود. خداوند او را مغفرت نمايد و به من توفيق دهد تا با انجام کارهای شايسته و نيک روحش را شاد نگهدارم!
نگارنده در امور فرهنگي، اجتماعي، حقوقي و ورزشي فعاليتهايي را داشته ام. همچنين در موسسات و سازمانهای غير دولتي افغاني و بين المللي کار کرده ام. تحصيلات عالي ام ماستری در علوم اجتماعي مي باشد. مدت طولاني است كه از وطن عزيزم دور هستم و آرزو ميکنم روزی به وطنم باز گردم و به جامعه و هموطنان عزيزم خدمت کنم.
فــــعـــالــيــتــهــا:
بيشترين فعاليتهاي من در رابطه با حقوق بشر، ورزش، مبارزه با تبعيض نژادي در اروپا، خدمات اجتماعي، امور فرهنگي مانند كارهاي نشراتي، توليدات فرهنگي، همكاري با رسانه هاي خبري راديو و تلويزيون، تحقيقات اجتماعي و غيره بوده است.
- تا كنون حدود ۲۰۰ مقاله به زبانهاي مختلف نوشته ام كه بخشی از آنها در نشرات، سايتهاي مختلف افغاني، فنلندي، انگليسي منتشر شده اند
از علايق اينجانب مسافرت و ديدن آثار فرهنگي و تاريخی دركشورهای مختلف است و به اين خاطر تاكنون به 25 كشور مختلف مسافرت نموده ام كه البته در بعضي از اين كشورها مسافرتهايم تکراری بوده است، مانند كشور باستاني چين كه ۷ بار از شهرهاي مختلف آن ديدن نمودم و يا شهر بروكسل مركز اتحاديه اروپا كه بخاطر وظيفه ام در سازمان مبارزه با نژاد پرستي اروپا هر سال چند باری به آن سفر نموده ام.
بخشي از سفرهايم را سفر بخاطر شرکت به جشنواره هاي فرهنگي و سمينارها و جلسات مختلف تا کنون اختصاص داده اند، بعنوان مثال کنفرانسهای حقوق بشر و مبارزه با نژاد پرستي، سمينارهای بين المللي چند فرهنگي، جشنواره های بين المللي، از هفت بار مسارتم به چمهوری خلق چين چند بار آن شرکت به جشنوارهای بزرگ بين المللي فرهنگي بوده است .
- همچنين تيم ورزش ووشوی فنلند را بارها به مسابقات بين المللي و يا براي تمرينات ورزشي به كشورهاي ديگر برده ام و کارهای ورزشي يکي ازدلايل مسافرتم بوده استو يا خودم به مسابقات شرکت نموده ام که به توفيق خداوند يک مدال طلا و يک مدال برنز از مسابقات بين المللی ووشو در روسيه و چند مدال ديگر از مسابقات منطقه ای و کشوری گرديدم که در سالهای اخير خودم به مسابقات شرکت نمط کنم و فقط تيم ورزشي ام شرکت مي کند.
تــــحـــصــيــل:
در سن نوجواني ام که مشغول تمرينات طاقت فرسای ورزشي بودم و علاقه زياد به ورزش زيبای ووشو داشتم، پدرم نگران اين بود که ورزش مانع ادامه تحصيلم گردد و يا تاثير منفی روی درسهايم بگذارد. خودم نيز زياد مطمئن نبودم که بتوانم درسهايم را ادامه دهم، زيرا همه چيزم ورزش شده بود. مشکلات مهاجرت در ايران نيز عرصه را بر من تنگ کرده بود و مرا در تنگنای ترک تحصيل قرار داده بود. اکنون که سالها از آن زمان مي گذرد خدا را شکرگزارم که ورزش تاثير منفی روی درسهايم نداشته و موفق شدم تحصيل کنم و همچنين رشته ورزشي مورد علاقه ی خود را نيز با موفقيت پيش ببرم. شايد يکي از دلايل اين موفقيت مهاجرت و تغييرات درمحيط و اطراف من بوده است. تاريخ ثابت کرده است که مهاجرت تحول آور بوده و باعث پختگي و تکميل جوهر انساني مي گردد. البته مهاجرت مي تواند انسان را به پرتگاههای خطرناک نيز بکشاند. ازين جهت خدا را سپاسگزارم که مرا در صحرای مهاجرت بحال خودم رها نکرد و در راه نيک هدايت يافته و موفق شدم پس از مهاجرت به فنلند در رشته علوم اجتماعي که از رشته های مورد علاقه ام مي باشد در دانشگاه تحصيل کنم و در کارهای فرهنگي و اجتماعي بمنظور خدمت به جامعه و انسان مشغول باشم.
تاريخچه کاری
من 21 سال است که مربي ورزش هستم. علاقه به ورزشهای مختلف داشته و کم و بيش با بسياری از ورزشها آشنايي دارم، ولي ورزشي که در آن تخصص دارم، ورزش رزمي ووشو يا کونگفوی چيني است. مدرک عالي استادی ام را در اين ورزش از معبد معروف شائولين واقع در ايالت هونان چين در سال 1999 ميلادی دريافت کردم و البته قبل از آن مدارک مربيگری ام را از کشورهای ديگر مانند انستيتوت دولتي ووشو- کونگفو و چي کونگ جمهوری اکراين در سال 1993 ميلادی و درجه استادی کمربند سياه ام را حدود 20 سال پيش در ايران از نزد استاد سهراب زاده بنيانگزار ورزش ووشو در ايران اخذ نموده بودم. در هر صورت آموزش ورزش ووشو و دفاع شخصي يکي از شغلهای من بوده که در ايران، پاکستان، اکراين و فنلند آنرا آموزش داده ام و اين هنر ورزشي بخشي از زندگي ام است. پس از مهاجرت در فنلند نيز وظيفه ای مربيگری ام را اادامه دادم و بعنوان سرمربی انجمن ووشوی فنلند که اکنون دارای بيست مربي مجرب است ايفای وظيفه نموده ام. اگر مايل باشيد مي توانيد ويب سايت انجمن ووشو-کونگ فوی فنلند ديدن نماييد و البته فقط به دو زبان انلگيسي و فنلندی است. در بخش گالری آن عکسهای زيادی فعاليتهای گذشته ام در ايران و پاکستان مي باشد.www.finwushu.com
مشاور امور فرهنگي
از کارهای مهمي که پس از مهاجرتم به فنلند داشتم، 7 سال کار به حيث مشاور عالي امور فرهنگي در مرکز بين المللي فرهنگي وزارت فرهنگ فنلند در هلسينکي است. کار در اين مرکز فرهنگي و ارتباطات با سفارتخانه ها و کشورهای جهان در رابطه با همکاريها و فعاليتهای فرهنگي و همچنين اانتشار توليدات فرهنگي خارجيهای مقيم فنلند و نيز سفرهای رسمي از طريق اين مرکز به خارج، برايم بسيار آموزنده و خاطره انگيز بوده است. از فعاليت های بزرگم در مهاجرت کار در اين مرکز فرهنگي مشهور مي باشد که چيزهای زياد در آن آموختم و خاطره های فراموش نشدني با خود دارم. دوره ی 7 سال قرارداد کارم در اين مرکز در خزان سال 2003 به پايان رسيد و دو باره راهي دانشگاه شدم.
آدرس سايت مرکز بين المللي فرهنگي کايسه
International Cultural Centre Caisa
http://kulttuuri.hel.fi/caisa
کار سازمانهای دولتي بخشي از زندگي ام را تشکيل مي دهد. تاکنون در موسسات مختلف دولتي و غير دولتي فنلندی، اروپايي و افغاني خرد و کلان زيادی کار کرده ام که بعضا" بدون دريافت معاش بطور داوطلبانه بوده و در بعضي موسسات کار رسمي بوده است. تمام اين ارگانهای در امور اجتماعي و فرهنگي بوده اند. در ذيل نوع فعاليت خودم را و نام اين ارگانها را ذکر مي نمايم:
- موسس سازمان تربيت بدني مهاجرين افغاني در ايران بوده و سه سال افتخار مسئوليت آن و خدمت به ورزشكاران محبوب وطن خويش را داشتم. قابل ياد آوری است که در آن موقع در ايران حدود دو ميليون مهاجر افغاني بود و حدود ده هزار ورزشکار افغاني داشتيم.
- از موسسين سازمان حقوق بشر افغانستان در سال ۱۹۹۰ و برعهده داشتن مسئوليتهاي چون رياست، معاونت، دبيري آن سازمان. اين اولين ارگان حقوق بشر افغاني بوده است. که متاسفانه در ايران اجازه فعاليت علني نيافت و ما موفق شديم آنرا در سال 1996 با برگزاری اولين کنفرانس بين المللي صلح و حقوق بشر برای افغانستان
منعقده در فنلند ثبت رسمي کنيم و اسناد آنرا به سازمان ملل در جنيف بدهيم.
- از موسسين انجمن افغانها در هلسينکي كه چند سال نيز افتخار برعهده داشتن مسئوليت آنرا داشتم
- موسس اتحاديه ووشوي مهاجرين افغانستان در خارج از کشور در سال 2001
- موسس انجمن ووشو- كونگ فوي فنلاند در سال ۱۹۹۷ ميلادي و برعهده داشتن رياست آن و مسئوليت سرمربيگری آن
- از سال ۱۹۹۶ ميلادی به بعد عضو سازمان عفوبين الملل (سازمان جهانی حقوق بشر) بوده و درسالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷ مدير مسئول نشريه (ماهنامه) مشترک سازمان حقوق بشر افغانستان و اين سازمان را به دو زبان دری و انگليسی برای افغانستان برعهده داشتم.
- از موسسان كانون توسعه و تعاون افغانستان. انتخاب از سوی اعضای آن بحيث رئيس در سه دوره ای انتخاباتي پي در پي (سال 2003 تا 2007) www.afghanistan.fi
- از موسسين نهضت مدني افغانستان (سال 2003 در دانمارک) و مسئول روابط عمومي آن به مدت يكسال
- مديرمسئول نشريه فارسي مركز بين المللي فرهنگي كايسه
- مدير مسئول نشريه " آذرخش" متعلق به سازمان حقوق بشر افغانستان در سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۹۷ ميلادي
- مدير مسئول گاهنامه انجمن افغانها در هلسينكي (زير نظر هيئت تحرير که پوهاندگلداد خان وزير تحصيلات عالي سابق افغانستان و استاد دانشگاه و دکتور غلام احمد واک سابق استاد دانشگاه کابل از اعضای هيئت بوده اند)
- عضو هيئت تحرير نشريه " آ، او" مركز بين المللي فرهنگي كايسه كه به ۸ زبان مختلف در مدت ۳ سال منتشر گرديد.
- يکي از اعضای تيم 11 نفری ايجاد بانک اطلاعاتي انترنتي فنلند که به 12 زبان مختلف ساخته شده و در خزان سال 2003 ميلادی افتتاح شد و اکنون به ميليونهای شهروند مقيم فنلند و خارج از آن اطلاعات مفيد خدماتي را از طريق انترنت ارائه مي کند. اين يکي از کارهای اساسي و خوبي بوده است که افتخار ميکنم عضو اين تيم قوی و خوب بودم .www.infopankki.fi
- همكار قلمي مجله انترنتي شبكه تلويزيون كانال ۴ فنلاند (سال 2001)
- معاونت سازمان مبارزه با نژاد پرستي اتحاديه ارو پا (اينر) از سال 2003 تا بحال. (اين سازمان بزرگترين سازمان مدافع حقوق مهاجرين و اقليتها در اروپا مي باشد. سازمان " اينر " که بودجه اش از طرف اتحاديه اروپا تامين مي شود و وظيفه اش نظارت بر اوضاع اقليتها و مهاجرين مقيم اروپا و دادن گزارشات مستقل به اتحاديه اروپا است، تاکنون بيش از ۶۰۰ سازمان غير دولتي در ۲۵ كشور عضو اتحاديه اروپا بعضويت آن درآمده و هر روز بر تعداد آنها افزوده مي شود. دفتر مرکزی اينر در بروکسل با پنج کارمند دائم فعال مي باشد و نمايندگيهای آن در کشورهای مختلف است. جلسات و سمينارها اين سازمان در کشورهای عضو اتحاديه اروپا داير ميگردد. گزارشات سالانه سازمان اينر تآثير زياد بر تغيير اوضاع مهاجرين و اقليتهای مقيم اروپا دارد. )
اين بود بخشي از فعاليتهايم که بمنظور آشنايي و ايجاد ارتباط و همکاری با شما، نوشتم.
دوستدار شما:
شفايي
لطفا، سلامها و احتراماتم را پذيرا باشيد!
از اينکه زحمت کشيده و از ويبلاکم ديدن کرديد سپاسگزارم!
اجازه مي خواهم در آغاز خود را مختصرا معرفي کنم، چون بنظر من يکي از اهداف يک وبلاک مي تواند آشنايي و ارتباط و همکاری بين انسانها باشد؛ از طرف ديگر من در کشوری دور افتاده ای هستم که شايد خيليها از نام آن احساس سردی کند و بخود بلرزد، کشوريکه در شاخ دنيا و در چند قدمي قطب شمال قرار دارد و سرد سير و برف سير است. اين دور افتادگي از يکسو و مصروفيت ها و مشغوليتهای نگارنده از سوی ديگر باعث شده اند تا کمتر با هموطنان و همزبان عزيز خود در خارج از فنلند ارتباط داشته باشم. لذا وسيله ای چون انترنت و چيزهای مانند وبلاک و وبسايت مي توانند در حل اين مشکل کمک کنند و زمينه های ارتباطي،آشنايي، همکاری و دوستي را در فاصله های دور و نزديک فراهم نمايند.
در مقدمه ی بالا از سردی کشوريکه در آن زندگي مي کنم گفتم و شايسته است که چند کلمه ی از خوبيهای آن نيز بنويسم. کشور فنلند (فنلاند) تابستان لذت بخش و هوای معتدل دارد که زمستان طولاني، سرد و تاريکش را واقعا جبران مي کند. به همين خاطر در تابستانها ترجيح مي دهم که به خارج از فنلند مسافرت نکنم و از آب و هوای پاک و طبيعت زيبای اينجا که بنظرم در دنيا کم نظير است بهرمند شوم. واقعا حيف است، اگر کسي در تابستان اينجا را که هوای آن تقريبا بين 18 تا 27 درجه سانتي گراد است و هزار ان درياچه و هزار ان جزيره دارد و هر انسان دوستدار طبيعت و زيبائيها را مانند آهن روبا به خود جذب مي کند و بخصوص اينکه در تابستان چيزی بنام تاريکي و شب تقريبا در اينجا و ساير کشورهای قطب شمال وجود ندارد، رها کند. اين فقط نظر شخصي من است، شايد بعضي خارجيها تمام خوبيهای اينجا را بخاطر سردی هوايش و دوری از وطن شان، دوست نداشته باشند، ولي من واقعا اين سرزمين زيبا را با سردی سرد زمستانش و تابستان لذت بخشش و مردم بي آزار و انسان دوستش همچون زاد گاه خود افغانستان عزيز و مردم مردم آنجا، بمانند دو چشمم از صميم قلب دوست دارم.
پس از ذکر مقدمه، اجازه مي خواهم جسارت نموده جهت آشنايي بهتر مختصرا از خود و فعاليتهايم بنويسم و اميد وارم که شما مراجعين گرامي نيز مرا با وبلاک و وبسايت و کارها و فعاليتهای خويش آشنا سازيد و نشاني ارتباطي خويش را از طريق ايميل و يا در دريچه ی مخصوص نظرات برايم بنويسيد!
بيوگرافي:
اينجانب حامد شفايی فرزند حاجی محمد رضا شفايی از سال ۱۹۹۳ ميلادی به اين سو در کشور فنلند اقامت دارم و در اينجا با خانواده ام زندگی می نمايم. در سال 1994 پدر بزرگوارم در شهر هلسينکی به ديار ابديت پيوست و اين يکی از غمبار ترين و تاريکترين وقت زندگی ام در مهاجرت بود. خداوند او را مغفرت نمايد و به من توفيق دهد تا با انجام کارهای شايسته و نيک روحش را شاد نگهدارم!
نگارنده در امور فرهنگي، اجتماعي، حقوقي و ورزشي فعاليتهايي را داشته ام. همچنين در موسسات و سازمانهای غير دولتي افغاني و بين المللي کار کرده ام. تحصيلات عالي ام ماستری در علوم اجتماعي مي باشد. مدت طولاني است كه از وطن عزيزم دور هستم و آرزو ميکنم روزی به وطنم باز گردم و به جامعه و هموطنان عزيزم خدمت کنم.
فــــعـــالــيــتــهــا:
بيشترين فعاليتهاي من در رابطه با حقوق بشر، ورزش، مبارزه با تبعيض نژادي در اروپا، خدمات اجتماعي، امور فرهنگي مانند كارهاي نشراتي، توليدات فرهنگي، همكاري با رسانه هاي خبري راديو و تلويزيون، تحقيقات اجتماعي و غيره بوده است.
- تا كنون حدود ۲۰۰ مقاله به زبانهاي مختلف نوشته ام كه بخشی از آنها در نشرات، سايتهاي مختلف افغاني، فنلندي، انگليسي منتشر شده اند
از علايق اينجانب مسافرت و ديدن آثار فرهنگي و تاريخی دركشورهای مختلف است و به اين خاطر تاكنون به 25 كشور مختلف مسافرت نموده ام كه البته در بعضي از اين كشورها مسافرتهايم تکراری بوده است، مانند كشور باستاني چين كه ۷ بار از شهرهاي مختلف آن ديدن نمودم و يا شهر بروكسل مركز اتحاديه اروپا كه بخاطر وظيفه ام در سازمان مبارزه با نژاد پرستي اروپا هر سال چند باری به آن سفر نموده ام.
بخشي از سفرهايم را سفر بخاطر شرکت به جشنواره هاي فرهنگي و سمينارها و جلسات مختلف تا کنون اختصاص داده اند، بعنوان مثال کنفرانسهای حقوق بشر و مبارزه با نژاد پرستي، سمينارهای بين المللي چند فرهنگي، جشنواره های بين المللي، از هفت بار مسارتم به چمهوری خلق چين چند بار آن شرکت به جشنوارهای بزرگ بين المللي فرهنگي بوده است .
- همچنين تيم ورزش ووشوی فنلند را بارها به مسابقات بين المللي و يا براي تمرينات ورزشي به كشورهاي ديگر برده ام و کارهای ورزشي يکي ازدلايل مسافرتم بوده استو يا خودم به مسابقات شرکت نموده ام که به توفيق خداوند يک مدال طلا و يک مدال برنز از مسابقات بين المللی ووشو در روسيه و چند مدال ديگر از مسابقات منطقه ای و کشوری گرديدم که در سالهای اخير خودم به مسابقات شرکت نمط کنم و فقط تيم ورزشي ام شرکت مي کند.
تــــحـــصــيــل:
در سن نوجواني ام که مشغول تمرينات طاقت فرسای ورزشي بودم و علاقه زياد به ورزش زيبای ووشو داشتم، پدرم نگران اين بود که ورزش مانع ادامه تحصيلم گردد و يا تاثير منفی روی درسهايم بگذارد. خودم نيز زياد مطمئن نبودم که بتوانم درسهايم را ادامه دهم، زيرا همه چيزم ورزش شده بود. مشکلات مهاجرت در ايران نيز عرصه را بر من تنگ کرده بود و مرا در تنگنای ترک تحصيل قرار داده بود. اکنون که سالها از آن زمان مي گذرد خدا را شکرگزارم که ورزش تاثير منفی روی درسهايم نداشته و موفق شدم تحصيل کنم و همچنين رشته ورزشي مورد علاقه ی خود را نيز با موفقيت پيش ببرم. شايد يکي از دلايل اين موفقيت مهاجرت و تغييرات درمحيط و اطراف من بوده است. تاريخ ثابت کرده است که مهاجرت تحول آور بوده و باعث پختگي و تکميل جوهر انساني مي گردد. البته مهاجرت مي تواند انسان را به پرتگاههای خطرناک نيز بکشاند. ازين جهت خدا را سپاسگزارم که مرا در صحرای مهاجرت بحال خودم رها نکرد و در راه نيک هدايت يافته و موفق شدم پس از مهاجرت به فنلند در رشته علوم اجتماعي که از رشته های مورد علاقه ام مي باشد در دانشگاه تحصيل کنم و در کارهای فرهنگي و اجتماعي بمنظور خدمت به جامعه و انسان مشغول باشم.
تاريخچه کاری
من 21 سال است که مربي ورزش هستم. علاقه به ورزشهای مختلف داشته و کم و بيش با بسياری از ورزشها آشنايي دارم، ولي ورزشي که در آن تخصص دارم، ورزش رزمي ووشو يا کونگفوی چيني است. مدرک عالي استادی ام را در اين ورزش از معبد معروف شائولين واقع در ايالت هونان چين در سال 1999 ميلادی دريافت کردم و البته قبل از آن مدارک مربيگری ام را از کشورهای ديگر مانند انستيتوت دولتي ووشو- کونگفو و چي کونگ جمهوری اکراين در سال 1993 ميلادی و درجه استادی کمربند سياه ام را حدود 20 سال پيش در ايران از نزد استاد سهراب زاده بنيانگزار ورزش ووشو در ايران اخذ نموده بودم. در هر صورت آموزش ورزش ووشو و دفاع شخصي يکي از شغلهای من بوده که در ايران، پاکستان، اکراين و فنلند آنرا آموزش داده ام و اين هنر ورزشي بخشي از زندگي ام است. پس از مهاجرت در فنلند نيز وظيفه ای مربيگری ام را اادامه دادم و بعنوان سرمربی انجمن ووشوی فنلند که اکنون دارای بيست مربي مجرب است ايفای وظيفه نموده ام. اگر مايل باشيد مي توانيد ويب سايت انجمن ووشو-کونگ فوی فنلند ديدن نماييد و البته فقط به دو زبان انلگيسي و فنلندی است. در بخش گالری آن عکسهای زيادی فعاليتهای گذشته ام در ايران و پاکستان مي باشد.www.finwushu.com
مشاور امور فرهنگي
از کارهای مهمي که پس از مهاجرتم به فنلند داشتم، 7 سال کار به حيث مشاور عالي امور فرهنگي در مرکز بين المللي فرهنگي وزارت فرهنگ فنلند در هلسينکي است. کار در اين مرکز فرهنگي و ارتباطات با سفارتخانه ها و کشورهای جهان در رابطه با همکاريها و فعاليتهای فرهنگي و همچنين اانتشار توليدات فرهنگي خارجيهای مقيم فنلند و نيز سفرهای رسمي از طريق اين مرکز به خارج، برايم بسيار آموزنده و خاطره انگيز بوده است. از فعاليت های بزرگم در مهاجرت کار در اين مرکز فرهنگي مشهور مي باشد که چيزهای زياد در آن آموختم و خاطره های فراموش نشدني با خود دارم. دوره ی 7 سال قرارداد کارم در اين مرکز در خزان سال 2003 به پايان رسيد و دو باره راهي دانشگاه شدم.
آدرس سايت مرکز بين المللي فرهنگي کايسه
International Cultural Centre Caisa
http://kulttuuri.hel.fi/caisa
کار سازمانهای دولتي بخشي از زندگي ام را تشکيل مي دهد. تاکنون در موسسات مختلف دولتي و غير دولتي فنلندی، اروپايي و افغاني خرد و کلان زيادی کار کرده ام که بعضا" بدون دريافت معاش بطور داوطلبانه بوده و در بعضي موسسات کار رسمي بوده است. تمام اين ارگانهای در امور اجتماعي و فرهنگي بوده اند. در ذيل نوع فعاليت خودم را و نام اين ارگانها را ذکر مي نمايم:
- موسس سازمان تربيت بدني مهاجرين افغاني در ايران بوده و سه سال افتخار مسئوليت آن و خدمت به ورزشكاران محبوب وطن خويش را داشتم. قابل ياد آوری است که در آن موقع در ايران حدود دو ميليون مهاجر افغاني بود و حدود ده هزار ورزشکار افغاني داشتيم.
- از موسسين سازمان حقوق بشر افغانستان در سال ۱۹۹۰ و برعهده داشتن مسئوليتهاي چون رياست، معاونت، دبيري آن سازمان. اين اولين ارگان حقوق بشر افغاني بوده است. که متاسفانه در ايران اجازه فعاليت علني نيافت و ما موفق شديم آنرا در سال 1996 با برگزاری اولين کنفرانس بين المللي صلح و حقوق بشر برای افغانستان
منعقده در فنلند ثبت رسمي کنيم و اسناد آنرا به سازمان ملل در جنيف بدهيم.
- از موسسين انجمن افغانها در هلسينکي كه چند سال نيز افتخار برعهده داشتن مسئوليت آنرا داشتم
- موسس اتحاديه ووشوي مهاجرين افغانستان در خارج از کشور در سال 2001
- موسس انجمن ووشو- كونگ فوي فنلاند در سال ۱۹۹۷ ميلادي و برعهده داشتن رياست آن و مسئوليت سرمربيگری آن
- از سال ۱۹۹۶ ميلادی به بعد عضو سازمان عفوبين الملل (سازمان جهانی حقوق بشر) بوده و درسالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷ مدير مسئول نشريه (ماهنامه) مشترک سازمان حقوق بشر افغانستان و اين سازمان را به دو زبان دری و انگليسی برای افغانستان برعهده داشتم.
- از موسسان كانون توسعه و تعاون افغانستان. انتخاب از سوی اعضای آن بحيث رئيس در سه دوره ای انتخاباتي پي در پي (سال 2003 تا 2007) www.afghanistan.fi
- از موسسين نهضت مدني افغانستان (سال 2003 در دانمارک) و مسئول روابط عمومي آن به مدت يكسال
- مديرمسئول نشريه فارسي مركز بين المللي فرهنگي كايسه
- مدير مسئول نشريه " آذرخش" متعلق به سازمان حقوق بشر افغانستان در سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۹۷ ميلادي
- مدير مسئول گاهنامه انجمن افغانها در هلسينكي (زير نظر هيئت تحرير که پوهاندگلداد خان وزير تحصيلات عالي سابق افغانستان و استاد دانشگاه و دکتور غلام احمد واک سابق استاد دانشگاه کابل از اعضای هيئت بوده اند)
- عضو هيئت تحرير نشريه " آ، او" مركز بين المللي فرهنگي كايسه كه به ۸ زبان مختلف در مدت ۳ سال منتشر گرديد.
- يکي از اعضای تيم 11 نفری ايجاد بانک اطلاعاتي انترنتي فنلند که به 12 زبان مختلف ساخته شده و در خزان سال 2003 ميلادی افتتاح شد و اکنون به ميليونهای شهروند مقيم فنلند و خارج از آن اطلاعات مفيد خدماتي را از طريق انترنت ارائه مي کند. اين يکي از کارهای اساسي و خوبي بوده است که افتخار ميکنم عضو اين تيم قوی و خوب بودم .www.infopankki.fi
- همكار قلمي مجله انترنتي شبكه تلويزيون كانال ۴ فنلاند (سال 2001)
- معاونت سازمان مبارزه با نژاد پرستي اتحاديه ارو پا (اينر) از سال 2003 تا بحال. (اين سازمان بزرگترين سازمان مدافع حقوق مهاجرين و اقليتها در اروپا مي باشد. سازمان " اينر " که بودجه اش از طرف اتحاديه اروپا تامين مي شود و وظيفه اش نظارت بر اوضاع اقليتها و مهاجرين مقيم اروپا و دادن گزارشات مستقل به اتحاديه اروپا است، تاکنون بيش از ۶۰۰ سازمان غير دولتي در ۲۵ كشور عضو اتحاديه اروپا بعضويت آن درآمده و هر روز بر تعداد آنها افزوده مي شود. دفتر مرکزی اينر در بروکسل با پنج کارمند دائم فعال مي باشد و نمايندگيهای آن در کشورهای مختلف است. جلسات و سمينارها اين سازمان در کشورهای عضو اتحاديه اروپا داير ميگردد. گزارشات سالانه سازمان اينر تآثير زياد بر تغيير اوضاع مهاجرين و اقليتهای مقيم اروپا دارد. )
اين بود بخشي از فعاليتهايم که بمنظور آشنايي و ايجاد ارتباط و همکاری با شما، نوشتم.
دوستدار شما:
شفايي
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 2:19  توسط شفايي
